استان گلستان

پايـگاه اطـلاع رسـاني دفتـر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت شمال کشور

امروز چهارشنبه، 1 آبان 1398| 24 صفر 1441

معرفي استان گيلان
-(9 Body)  Print

استان گيلان، از استان‌هاي شمالي ايران به مرکزيت شهر رشت است.اين استان، از شمال به درياي خزر متصل بوده و داراي مرز آبي با کشورهاي حاشيه دريا مي‌باشد و از طريق آستارا نيز داراي مرز خاکي با جمهوري آذربايجان است ، از غرب به استان اردبيل، از جنوب به استان زنجان و قزوين و از شرق به استان مازندران محدود مي‌شود. مساحت گيلان 14,044 کيلومترمربع و جمعيت آن طبق سرشماري 1391، 2,480,874 نفر است.استان گيلان به 16 شهرستان تقسيم شده که عبارتند از: آستارا،آستانه‌اشرفيه، املش، بندر انزلي، تالش، سياهکل،شفت،رشت،رودبار،رودسر، رضوانشهر،صومعه‌سرا،فومن،لاهيجان،لنگرود، ماسال .

تاريخ گيلان:

گيلان که در اوستا از آن به نام  "وارنا" نام برده مي‌شود مرکز باستاني اقوام مختلفي است که معروف‌ترين آنان دو نوع گيل و ديلم هستند. يونانيان اين سرزمين را کادوسيان مي‌نامند. بعضي از محققين کادوسيان را از بومي‌هاي ايران قبل از آمدن آريايي‌ها به اين سرزمين مي‌دانند.

بنا به گفته دياکوئوف روسي قريب به سه هزار سال پيش، سرزمين‌هاي پر جنگل کاسپيان کادوسيان و گيلان (گيل‌ها) در شمال خاک ماد قرار داشته است. گيل‌ها به‌تدريج با کادوسي‌ها به‌صورت تيره واحدي درآمدند. گيل‌ها در دوره حکومت مادها نيز کاملاً مستقل بودند؛ کورش هخامنشي با کمک گيل‌ها دولت ماد را منقرض کرد.

گيلان در اواخر دوره قاجاريه، به دروازه اروپا مشهور شد و در نهضت مشروطه نيز گيلانيان نقش مهمي در به ثمر  رساندن انقلاب داشتند.

مردم گيلان همواره مردمي آزاده بوده‌اند و در دوران مبارزات انقلاب اسلامي همگام با ديگر هموطنان در پيروزي آن تلاش کردند و در اين مسير حجت‌الاسلام شهيد سيد يونس رودباري را که اولين شهيد نهضت انقلاب اسلامي بود تقديم کرد  و در دوران جنگ تحميلي نيز گيلان با مجاهدت‌هاي سرداران و اميران توانست از فرزندان ديار خود تعدادي بالغ بر 8000 شهيد،2620 آزاده و 21200 جانباز تقديم نظام و انقلاب نمايد.

تاريخ گيلان با تکيه بر پاره‌اي اشاره‌ها و کاوش‌هاي باستان‌شناختي به دوره پيش از آخرين يخبندان (‌ بين 50 تا 150 هزار سال پيش ) مي‌رسد . با مهاجرت آريايي‌ها و ديگر اقوام به اين سرزمين ، از آميزش مهاجران و ساکنان بومي منطقه ، قوم‌هاي جديدي پديد آمـدند که در اين ميان دو قوم «‌ گيل » و « ديلم » اکثريت داشتند . از همان آغاز ، فرمانروايان اين قوم از آزادي کامل برخوردار بوده‌اند و هيچ‌گاه در برابر بيگانگان و يا در مقابل حکمان ديگر ، تسليم نشده‌اند و حتي به اطاعت دولت ماد درنيامده‌اند . در قـرن ششم پيـش از مـيلاد ،‌ گيلانيان با کوروش هخامنشي متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند . در زمان ساسانيان ، گيلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشير بابکان به ياري ارتشي مرکب از 300 هزار مرد جنگي و نزديک به 10 هزار سواره گيلان را تسخير کرد .

پس از پيروزي عرب‌هاي مسلمان بر ايرانيان ،‌ گيلان به مأمن علويان تبديل شد . در حدود سال 290 هجري قمري ، مردم گيلان و ديلم کم‌کم به مذهب علويان روي آوردند و در گسترش آن نيز کوشش بسيار کردند. سلسله ديلميان در دوران فرمانروايي خود به بغداد لشگر کشيدند و خليفه عباسي را شکست دادند . مغولان در زمان اولجايتو موفق شدند براي مدت کوتاهي اين سرزمين را تصرف کنند . گيلانيان در به قدرت رسيدن صفويان نقش مهمي را ايفا کردند.

در زمان سلطنت شاه‌عباس اول ،‌ گيلان استقلال خود را از دست داد . در سال 1071 هجري قمري ، قواي روسيه به دستور پتر کبير به گيلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجري قمري در اشغال خود نگه داشت .   گيلک‌ها در پيروزي انقلاب مشروطيت نيز سهمي عمده داشتند . آن‌ها در سال 1287 هجري قمري تهران را فتح کردند .  نقش مردم گيلان در نهضت ميرزا کوچک خان جنگلي نيز از نمونه‌هاي درخشان تاريخ اين سرزمين است.

جمعيت و تراکم آن:

طبق سرشماري سال 1390، جمعيت استان گيلان 2480874 نفر بوده که 61 درصد شهرنشين و 39 درصد روستانشين هستند . از نظر تراکم نسبي جمعيت ، استان گيلان پس از استان تهران در مقام دوم قرار دارد .

عوامل متعددي مانند آب‌وهواي مساعد ، خاک رطوبتي و حاصل خيز، وجود شبکه‌هاي آب روان دائمي و امکانات کشاورزي فراوان و متنوع و گسترش راه‌هاي ارتباطي، سبب ايجاد تراکم شديد در اين استان گرديده است .

اقوام در گيلان:

دو مفهوم قوم و ملت از ديرباز در زبان فارسي کاربرد داشته است ولي تا سده اخير فاقد معنا و تعريف مشخصي بوده است اما امروزه به مجموعه تابعان يک کشور ملت مي‌گويند و در هر ملتي گروه‌هايي وجود دارند که از حيث زبان، فرهنگ و سرزمين متمايزند که به اين گروه‌ها « قوم » مي‌گويند.

در استان گيلان، اقوام مختلفي زندگي مي‌کردند که امروزه بر اثر عوامل طبيعي، تاريخي ، سياسي ، مهاجرت‌ها و ارتباطات وسيع قرن اخير بين اين استان با ساير نقاط کشور ، اثر چنداني از بعضي اقوام مشاهده نمي‌شود. اين اقوام عبارتند از:

  • گيل
  • ديلم
  • کادوس­ها
  • مادها
  • کاس­ها (کاسپين‌ها)
  • دوربيک‌ها

ـ نام درياي خزر که در زبان انگليسي ، کاسپين ناميده مي‌شود از نام قوم کاسپين گرفته‌شده است و چون دوربيک‌ها در حوالي کوه درفک زندگي مي‌کردند نام قله درفک از نام اين قوم، گرفته‌شده است.

با اين توصيف مي‌توان گفت قوم غالب در گيلان گيلک مي‌باشد و پس از آن به ترتيب اقوام تالش، ترک، کرد، لر به ترتيب بيشترين جمعيت در استان گيلان را دارا مي‌باشد.

گويش مردم گيلان:

گويش گيلکي شامل زبان‌هاي تالشي و هرزندي و گوراني و گيلکي و مازندراني و برخي از زبان‌هاي تاتي و سمناني مي‌باشد و  از ديدگاه تاريخي اين زبان‌ها به زبان پارتي (اشکاني) وابستگي دارند.

 گيلکي با زبان پارسي ميانه نزديکي دارد و يکي از زبان‌هاي ايراني و يکي از شعب زبان پهلوي است که درواقع به‌عنوان زبان مادري مردم گيلان محسوب مي‌گردد. گيلکي خود به چند شاخه تقسيم مي‌شود که هرچه به‌طرف شرق و جنوب استان گيلان پيش برويم گويش‌ها با يکديگر اندکي اختلاف پيدا مي‌کنند .

گويش تالشي در قسمت غرب و شمال غرب استان به‌ويژه واقع در مرز ايران و جمهوري آذربايجان ، عده‌اي به اين زبان تکلم مي‌کنند. اين زبان ازجمله زبان‌هاي شمال غربي ايران است که در زمان‌هاي قبل (تا حدود قرن 10 هجري قمري) در سرزمين آذربايجان رايج بوده و از آن پس، جاي خود را به يکي از گويش‌هاي ترکي داده است .

در اين ديار علاوه بر زبان ملي ( فارسي ) به چندين زبان بومي با گويش‌ها و لهجه‌هاي مختلف ازجمله گيلکي، تالشي، تاتي و ترکي تکلم مي‌کنند که در جنوب استان در شهرستان رودبار اقوام کرد، لر، لک، تات و گيلک و در شمال استان در شهرستان‌هاي تالش، رضوانشهر، اقوام گيلک، تالش و آذري و در شهرستان آستارا اقوام آذري، گيلک و در ساير مناطق گيلان قوم گيلک مستقرند.

دين و مذهب :

هرچند مذهب در گيلان به تبعه کل کشور شيعه اثني عشري است ولي از شهرستان‌هاي شانزده‌گانه آن سه شهرستان رضوانشهر، تالش و آستارا به ترتيب حائز بيشترين جمعيت اهل تسنن اند و تعداد معدودي از ساکنين استان گيلان مستقر در رشت، بندرانزلي، داراي اديان مسيحي، يهودي و زردشتي‌اند.

معروف‌ترين غذاهاي محلي گيلان:

مرغ فسنجان يا مرغ لاکو، ميزرا قاسمي، باقلاقاتق(خورشت باقلي)، ترش تره، سيرقليه، آلومسما، ماهي فيبيج، واويشکا، ترش شامي، کال کباب، بوراني بادمجان، بوراني اسفناج، چغندر بوراني، زيتون‌پرورده، اشپل (خاويار ماهي)، ماهي شور، ماهي‌دودي، اناربيج، شش‌انداز، سيرابيج، شيرين تره، خالو آبه، چخرتمه، نازخاتون، لونگي، موتن جان.

موزه‌هاي گيلان:

موزه مردم‌شناسي رشت،موزه فومن،موزه ميراث روستايي گيلان،موزه لاهيجان،موزه حيات‌وحش و مردم‌شناسي ماسوله.

مراسم و آداب ‌و رسوم سنتي در استان گيلان:

جشن نوروز در گيلان با آيين‌ها و مراسم گوناگوني بر پا مي‌شود:

نوروز خواني:

نوروز خواني از مراسم آخر هر سال در گيلان است. نوروزخواني که هم‌اکنون نيز کم ‌و بيش رواج دارد، در گيلان نماد ورود بهار و خير و برکت است. براي اين کار گروهي نوروزخوان در کوچه و خيابان به راه مي‌افتند و اشعاري مي‌خوانند. از معروف‌ترين اين اشعار مي‌توان به "دوازه امام" و "عروس گوله" اشاره داشت.  

اغلب نوروزخوانان نخست دوازده امام را مي‌خوانند و وقتي به قسمت ترجيع‌بند مي‌رسند، آن را دو نفري تکرار مي‌کنند و بعد نوروز و نوسال مي‌خوانند.

عروس گوله:

نمايش "عروس گوله" نيز از ديگر مراسم قبل از حلول سال نو به شمار مي‌رفت. اين نمايش همراه با آواز ريتميک داراي مفاهيم اخلاقي و آييني خاصي بود. بازيگران اين نمايش معمولاً سه نفر بودند و به نقش غول، پيربابو و ناز خانم ظاهر مي‌شدند. نقش ناز خانم را بيشتر مواقع پسر جواني که لباس زنانه پوشيده بود اجرا مي‌کرد.

گل گل چهارشنبه:

از ديگر مراسم کهن ايرانيان که در گيلان هم با بعضي تغييرات جزيي به آن مي‌پردازند، "چهارشنبه‌سوري" است که در غروب آخرين سه‌شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام مي‌شود. به اين منظور خار، بوته، گون و کاه جمع‌آوري مي‌شد و با درست کردن پشته‌هايي که معمولاً رو به سمت قبله مي‌نهادند و سپس آتش زدن آن‌ها، از روي آتش مي‌پريدند.

 سيزده سال:

آخرين مراسم نوروز، سيزده سال است. در اين روز مردم گيلان بيشتر به کنار رودخانه‌ها و در دل جنگل‌ها مي‌روند و به‌صورت گروهي، آخرين روز نوروز را گرامي مي‌دارند. دختران گيلاني در اين روز سبزه گره مي‌زنند. اين مراسم معمولاً با بندبازي، کشتي گيله‌مردي و نواختن ساز و نقاره همراه است.

 شب چله:

شب چله از مراسم باستاني ايران، در گيلان هم از منزلت خاصي برخوردار است. شب اول دي‌ماه هر سال را اهل خانواده و خويشان و گاه همسايه‌ها گرد هم مي‌آيند تا آيين شب چله را برگزار نمايند. براي مراسم شب چله، معمولاً خوردني‌ها و تنقلات و آجيل زيادي فراهم مي‌آورند. هندوانه به سفره اين شب رنگ و بويي ديگر مي‌بخشد و به قولي اگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگي نمي‌کند.

عزاداري ماه محرم:

مردم گيلان نيز همچون مردم ساير مناطق ايران، آداب و رسوم ويژه‌اي براي سوگواري حسين بن علي (ع) دارند. مردم سعي مي‌کنند  تا در روزهاي نهم و دهم محرم، به زادگاه خود بروند و در جمع بستگان و آشنايان خود در مراسم عزاداري شرکت کنند. روضه‌خواني، سينه‌زني، زنجيرزني، چهل‌منبر، شام غريبان، تعزيه‌خواني و ... ازجمله مراسم عزاداري در ماه محرم مردم گيلان است.

کشتي گيله‌مردي:

اين کشتى يادگار دلاوري‌هاي مردم اين خطه است که همچنان پابرجاست و ريشه در تاريخ دارد. کشتى‌گيران «گيله‌مرد» مراتب خاصى نظير «تنگوله» (نوچه)، پهلوان، سرپهلوان، يا مياندار، دارند.

 اين کشتى در محوطه‌اى محصور به ‌نام «يسمبر» يا «سنبره» ميدان برگزار مى‌شود. کشتى گيله‌مردى بيشتر در تابستان و اعياد و عروسي‌ها انجام مى‌شود. کشتى‌گيران شلوارهايى به‌نام «لاسپار» به ‌پا دارند که بالاتنه آن برهنه است و ابتدا براي احترام آن را به حضار نشان مى‌دهند؛ سپس با حرکات نمايشى قدرت خويش را به رخ حريفان مى‌کشند.

لافند بازي:

اين روش به نام­هاي مختلف سن بازي ،دار بازي،ريسمان‌بازي ،لافند بازي و بندبازي در ايران رواج داشته است.نقش‌هاي ايفاگر در اين ورزش عبارتند از :بندبازيا پهلوان،يالانچي که وردست پهلوان است،دهل و ناقاره زن.در اين بازي که به هنگام جشن‌هاي مختلف و با دعوت اهالي برگزار مي‌گردد؛پهلوان با ذکر دعا به درگاه خداوند بالاي لافند ابريشمي مي‌رود و با چوبي که با آن تعادلش را حفظ مي‌کند بر روي لافند راه مي‌رود.در ميان يالانچي در زير لافند صورتش را سياه مي‌کند و حرکاتي را انجام مي­دهد که باعث خنده افراد مي‌شود.ناقاره زن هم با آهنگ‌هاي شاد محلي مردم را هيجان‌زده مي‌کند.

استان گيلان، از استان‌هاي شمالي ايران به مرکزيت شهر رشت است.اين استان، از شمال به درياي خزر متصل بوده و داراي مرز آبي با کشورهاي حاشيه دريا مي‌باشد و از طريق آستارا نيز داراي مرز خاکي با جمهوري آذربايجان است ، از غرب به استان اردبيل، از جنوب به استان زنجان و قزوين و از شرق به استان مازندران محدود مي‌شود. مساحت گيلان ?????? کيلومترمربع و جمعيت آن طبق سرشماري ????، ????????? نفر است.استان گيلان به 16 شهرستان تقسيم شده که عبارتند از: آستارا،آستانه‌اشرفيه، املش، بندر انزلي، تالش، سياهکل،شفت،رشت،رودبار،رودسر، رضوانشهر،صومعه‌سرا،فومن،لاهيجان،لنگرود، ماسال .

تاريخ گيلان:

گيلان که در اوستا از آن به نام  "وارنا" نام برده مي‌شود مرکز باستاني اقوام مختلفي است که معروف‌ترين آنان دو نوع گيل و ديلم هستند. يونانيان اين سرزمين را کادوسيان مي‌نامند. بعضي از محققين کادوسيان را از بومي‌هاي ايران قبل از آمدن آريايي‌ها به اين سرزمين مي‌دانند.

بنا به گفته دياکوئوف روسي قريب به سه هزار سال پيش، سرزمين‌هاي پر جنگل کاسپيان کادوسيان و گيلان (گيل‌ها) در شمال خاک ماد قرار داشته است. گيل‌ها به‌تدريج با کادوسي‌ها به‌صورت تيره واحدي درآمدند. گيل‌ها در دوره حکومت مادها نيز کاملاً مستقل بودند؛ کورش هخامنشي با کمک گيل‌ها دولت ماد را منقرض کرد.

گيلان در اواخر دوره قاجاريه، به دروازه اروپا مشهور شد و در نهضت مشروطه نيز گيلانيان نقش مهمي در به ثمر  رساندن انقلاب داشتند.

مردم گيلان همواره مردمي آزاده بوده‌اند و در دوران مبارزات انقلاب اسلامي همگام با ديگر هموطنان در پيروزي آن تلاش کردند و در اين مسير حجت‌الاسلام شهيد سيد يونس رودباري را که اولين شهيد نهضت انقلاب اسلامي بود تقديم کرد  و در دوران جنگ تحميلي نيز گيلان با مجاهدت‌هاي سرداران و اميران توانست از فرزندان ديار خود تعدادي بالغ بر 8000 شهيد،2620 آزاده و 21200 جانباز تقديم نظام و انقلاب نمايد.

تاريخ گيلان با تکيه بر پاره‌اي اشاره‌ها و کاوش‌هاي باستان‌شناختي به دوره پيش از آخرين يخبندان (‌ بين 50 تا 150 هزار سال پيش ) مي‌رسد . با مهاجرت آريايي‌ها و ديگر اقوام به اين سرزمين ، از آميزش مهاجران و ساکنان بومي منطقه ، قوم‌هاي جديدي پديد آمـدند که در اين ميان دو قوم «‌ گيل » و « ديلم » اکثريت داشتند . از همان آغاز ، فرمانروايان اين قوم از آزادي کامل برخوردار بوده‌اند و هيچ‌گاه در برابر بيگانگان و يا در مقابل حکمان ديگر ، تسليم نشده‌اند و حتي به اطاعت دولت ماد درنيامده‌اند . در قـرن ششم پيـش از مـيلاد ،‌ گيلانيان با کوروش هخامنشي متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند . در زمان ساسانيان ، گيلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشير بابکان به ياري ارتشي مرکب از 300 هزار مرد جنگي و نزديک به 10 هزار سواره گيلان را تسخير کرد .

پس از پيروزي عرب‌هاي مسلمان بر ايرانيان ،‌ گيلان به مأمن علويان تبديل شد . در حدود سال 290 هجري قمري ، مردم گيلان و ديلم کم‌کم به مذهب علويان روي آوردند و در گسترش آن نيز کوشش بسيار کردند. سلسله ديلميان در دوران فرمانروايي خود به بغداد لشگر کشيدند و خليفه عباسي را شکست دادند . مغولان در زمان اولجايتو موفق شدند براي مدت کوتاهي اين سرزمين را تصرف کنند . گيلانيان در به قدرت رسيدن صفويان نقش مهمي را ايفا کردند.

در زمان سلطنت شاه‌عباس اول ،‌ گيلان استقلال خود را از دست داد . در سال 1071 هجري قمري ، قواي روسيه به دستور پتر کبير به گيلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجري قمري در اشغال خود نگه داشت .   گيلک‌ها در پيروزي انقلاب مشروطيت نيز سهمي عمده داشتند . آن‌ها در سال 1287 هجري قمري تهران را فتح کردند .  نقش مردم گيلان در نهضت ميرزا کوچک خان جنگلي نيز از نمونه‌هاي درخشان تاريخ اين سرزمين است.

جمعيت و تراکم آن:

طبق سرشماري سال 1390، جمعيت استان گيلان 2480874 نفر بوده که 61 درصد شهرنشين و 39 درصد روستانشين هستند . از نظر تراکم نسبي جمعيت ، استان گيلان پس از استان تهران در مقام دوم قرار دارد .

عوامل متعددي مانند آب‌وهواي مساعد ، خاک رطوبتي و حاصل خيز، وجود شبکه‌هاي آب روان دائمي و امکانات کشاورزي فراوان و متنوع و گسترش راه‌هاي ارتباطي، سبب ايجاد تراکم شديد در اين استان گرديده است .

اقوام در گيلان:

دو مفهوم قوم و ملت از ديرباز در زبان فارسي کاربرد داشته است ولي تا سده اخير فاقد معنا و تعريف مشخصي بوده است اما امروزه به مجموعه تابعان يک کشور ملت مي‌گويند و در هر ملتي گروه‌هايي وجود دارند که از حيث زبان، فرهنگ و سرزمين متمايزند که به اين گروه‌ها « قوم » مي‌گويند.

در استان گيلان، اقوام مختلفي زندگي مي‌کردند که امروزه بر اثر عوامل طبيعي، تاريخي ، سياسي ، مهاجرت‌ها و ارتباطات وسيع قرن اخير بين اين استان با ساير نقاط کشور ، اثر چنداني از بعضي اقوام مشاهده نمي‌شود. اين اقوام عبارتند از:

  • گيل
  • ديلم
  • کادوس­ها
  • مادها
  • کاس­ها (کاسپين‌ها)
  • دوربيک‌ها

ـ نام درياي خزر که در زبان انگليسي ، کاسپين ناميده مي‌شود از نام قوم کاسپين گرفته‌شده است و چون دوربيک‌ها در حوالي کوه درفک زندگي مي‌کردند نام قله درفک از نام اين قوم، گرفته‌شده است.

با اين توصيف مي‌توان گفت قوم غالب در گيلان گيلک مي‌باشد و پس از آن به ترتيب اقوام تالش، ترک، کرد، لر به ترتيب بيشترين جمعيت در استان گيلان را دارا مي‌باشد.

گويش مردم گيلان:

گويش گيلکي شامل زبان‌هاي تالشي و هرزندي و گوراني و گيلکي و مازندراني و برخي از زبان‌هاي تاتي و سمناني مي‌باشد و  از ديدگاه تاريخي اين زبان‌ها به زبان پارتي (اشکاني) وابستگي دارند.

 گيلکي با زبان پارسي ميانه نزديکي دارد و يکي از زبان‌هاي ايراني و يکي از شعب زبان پهلوي است که درواقع به‌عنوان زبان مادري مردم گيلان محسوب مي‌گردد. گيلکي خود به چند شاخه تقسيم مي‌شود که هرچه به‌طرف شرق و جنوب استان گيلان پيش برويم گويش‌ها با يکديگر اندکي اختلاف پيدا مي‌کنند .

گويش تالشي در قسمت غرب و شمال غرب استان به‌ويژه واقع در مرز ايران و جمهوري آذربايجان ، عده‌اي به اين زبان تکلم مي‌کنند. اين زبان ازجمله زبان‌هاي شمال غربي ايران است که در زمان‌هاي قبل (تا حدود قرن 10 هجري قمري) در سرزمين آذربايجان رايج بوده و از آن پس، جاي خود را به يکي از گويش‌هاي ترکي داده است .

در اين ديار علاوه بر زبان ملي ( فارسي ) به چندين زبان بومي با گويش‌ها و لهجه‌هاي مختلف ازجمله گيلکي، تالشي، تاتي و ترکي تکلم مي‌کنند که در جنوب استان در شهرستان رودبار اقوام کرد، لر، لک، تات و گيلک و در شمال استان در شهرستان‌هاي تالش، رضوانشهر، اقوام گيلک، تالش و آذري و در شهرستان آستارا اقوام آذري، گيلک و در ساير مناطق گيلان قوم گيلک مستقرند.

دين و مذهب :

هرچند مذهب در گيلان به تبعه کل کشور شيعه اثني عشري است ولي از شهرستان‌هاي شانزده‌گانه آن سه شهرستان رضوانشهر، تالش و آستارا به ترتيب حائز بيشترين جمعيت اهل تسنن اند و تعداد معدودي از ساکنين استان گيلان مستقر در رشت، بندرانزلي، داراي اديان مسيحي، يهودي و زردشتي‌اند.

معروف‌ترين غذاهاي محلي گيلان:

مرغ فسنجان يا مرغ لاکو، ميزرا قاسمي، باقلاقاتق(خورشت باقلي)، ترش تره، سيرقليه، آلومسما، ماهي فيبيج، واويشکا، ترش شامي، کال کباب، بوراني بادمجان، بوراني اسفناج، چغندر بوراني، زيتون‌پرورده، اشپل (خاويار ماهي)، ماهي شور، ماهي‌دودي، اناربيج، شش‌انداز، سيرابيج، شيرين تره، خالو آبه، چخرتمه، نازخاتون، لونگي، موتن جان.

موزه‌هاي گيلان:

موزه مردم‌شناسي رشت،موزه فومن،موزه ميراث روستايي گيلان،موزه لاهيجان،موزه حيات‌وحش و مردم‌شناسي ماسوله.

مراسم و آداب ‌و رسوم سنتي در استان گيلان:

جشن نوروز در گيلان با آيين‌ها و مراسم گوناگوني بر پا مي‌شود:

نوروز خواني:

نوروز خواني از مراسم آخر هر سال در گيلان است. نوروزخواني که هم‌اکنون نيز کم ‌و بيش رواج دارد، در گيلان نماد ورود بهار و خير و برکت است. براي اين کار گروهي نوروزخوان در کوچه و خيابان به راه مي‌افتند و اشعاري مي‌خوانند. از معروف‌ترين اين اشعار مي‌توان به "دوازه امام" و "عروس گوله" اشاره داشت.  

اغلب نوروزخوانان نخست دوازده امام را مي‌خوانند و وقتي به قسمت ترجيع‌بند مي‌رسند، آن را دو نفري تکرار مي‌کنند و بعد نوروز و نوسال مي‌خوانند.

عروس گوله:

نمايش "عروس گوله" نيز از ديگر مراسم قبل از حلول سال نو به شمار مي‌رفت. اين نمايش همراه با آواز ريتميک داراي مفاهيم اخلاقي و آييني خاصي بود. بازيگران اين نمايش معمولاً سه نفر بودند و به نقش غول، پيربابو و ناز خانم ظاهر مي‌شدند. نقش ناز خانم را بيشتر مواقع پسر جواني که لباس زنانه پوشيده بود اجرا مي‌کرد.

گل گل چهارشنبه:

از ديگر مراسم کهن ايرانيان که در گيلان هم با بعضي تغييرات جزيي به آن مي‌پردازند، "چهارشنبه‌سوري" است که در غروب آخرين سه‌شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام مي‌شود. به اين منظور خار، بوته، گون و کاه جمع‌آوري مي‌شد و با درست کردن پشته‌هايي که معمولاً رو به سمت قبله مي‌نهادند و سپس آتش زدن آن‌ها، از روي آتش مي‌پريدند.

 سيزده سال:

آخرين مراسم نوروز، سيزده سال است. در اين روز مردم گيلان بيشتر به کنار رودخانه‌ها و در دل جنگل‌ها مي‌روند و به‌صورت گروهي، آخرين روز نوروز را گرامي مي‌دارند. دختران گيلاني در اين روز سبزه گره مي‌زنند. اين مراسم معمولاً با بندبازي، کشتي گيله‌مردي و نواختن ساز و نقاره همراه است.

 شب چله:

شب چله از مراسم باستاني ايران، در گيلان هم از منزلت خاصي برخوردار است. شب اول دي‌ماه هر سال را اهل خانواده و خويشان و گاه همسايه‌ها گرد هم مي‌آيند تا آيين شب چله را برگزار نمايند. براي مراسم شب چله، معمولاً خوردني‌ها و تنقلات و آجيل زيادي فراهم مي‌آورند. هندوانه به سفره اين شب رنگ و بويي ديگر مي‌بخشد و به قولي اگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگي نمي‌کند.

عزاداري ماه محرم:

مردم گيلان نيز همچون مردم ساير مناطق ايران، آداب و رسوم ويژه‌اي براي سوگواري حسين بن علي (ع) دارند. مردم سعي مي‌کنند  تا در روزهاي نهم و دهم محرم، به زادگاه خود بروند و در جمع بستگان و آشنايان خود در مراسم عزاداري شرکت کنند. روضه‌خواني، سينه‌زني، زنجيرزني، چهل‌منبر، شام غريبان، تعزيه‌خواني و ... ازجمله مراسم عزاداري در ماه محرم مردم گيلان است.

کشتي گيله‌مردي:

اين کشتى يادگار دلاوري‌هاي مردم اين خطه است که همچنان پابرجاست و ريشه در تاريخ دارد. کشتى‌گيران «گيله‌مرد» مراتب خاصى نظير «تنگوله» (نوچه)، پهلوان، سرپهلوان، يا مياندار، دارند.

 اين کشتى در محوطه‌اى محصور به ‌نام «يسمبر» يا «سنبره» ميدان برگزار مى‌شود. کشتى گيله‌مردى بيشتر در تابستان و اعياد و عروسي‌ها انجام مى‌شود. کشتى‌گيران شلوارهايى به‌نام «لاسپار» به ‌پا دارند که بالاتنه آن برهنه است و ابتدا براي احترام آن را به حضار نشان مى‌دهند؛ سپس با حرکات نمايشى قدرت خويش را به رخ حريفان مى‌کشند.

لافند بازي:

اين روش به نام­هاي مختلف سن بازي ،دار بازي،ريسمان‌بازي ،لافند بازي و بندبازي در ايران رواج داشته است.نقش‌هاي ايفاگر در اين ورزش عبارتند از :بندبازيا پهلوان،يالانچي که وردست پهلوان است،دهل و ناقاره زن.در اين بازي که به هنگام جشن‌هاي مختلف و با دعوت اهالي برگزار مي‌گردد؛پهلوان با ذکر دعا به درگاه خداوند بالاي لافند ابريشمي مي‌رود و با چوبي که با آن تعادلش را حفظ مي‌کند بر روي لافند راه مي‌رود.در ميان يالانچي در زير لافند صورتش را سياه مي‌کند و حرکاتي را انجام مي­دهد که باعث خنده افراد مي‌شود.ناقاره زن هم با آهنگ‌هاي شاد محلي مردم را هيجان‌زده مي‌کند.

 

آدرس:گلستان-گرگان–بلواربهارستان-مقابل اداره کل آموزش و پرورش-ساختمان دفترنمايندگي ولي فقيه درامور اهل سنت شمال کشور---تلفن:3_32688720-017---فکس:32688724-017 ---پيامک:3000520905

© Copyright shomal.dmsonnat.ir. All Rights Reserved.