استان گلستان

پايـگاه اطـلاع رسـاني دفتـر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت شمال کشور

امروز يکشنبه، 29 دي 1398| 24 جمادي الاول 1441

فلسفه استهلال و چرايي انجام آن

-(2 Body) 
فلسفه استهلال و چرايي انجام آن
Visitor 1891
Category: بانک مقالات
 

فلسفه استهلال و چرايي انجام آن

مقاله 2، دوره پنجم، شماره هفدهم، زمستان 1395، صفحه 43-67   

نويسنده: عبدالجليل فرهمند-

مدرس حوزه از اهل سنت و امام جماعت  از استان گلستان

چکيده

  استهلال در لغت به معني ديدن يا آشکار شدن ماه نو (هلال) و فرياد نوزاد پس از ولادت است. اما استهلال به معناي نخست داراي ارزش نجومي است؛ زيرا ماه قمري ممکن است 29 يا30 روز باشد و مشاهده ماه نو در برخي اوقات، اقدامي دشوار و نيازمند محاسبات نجومي است. از نظر شريعت مقدس اسلام، اين عمل مهم محسوب مي­شود، زيرا بسياري از وظايف و عبادات فردي و اجتماعي مسلمانان بر مبناي ماه­هاي قمري و آغاز آن معني مي­يابد و شروع ماه­هاي قمري هم مبتني بر رويت هلال است. با وجود نقش اساسي و تأثير گسترده­ي موضوع رويت هلال، اين مسأله در پاره­اي از اوقات وسيله­اي براي ايجاد شکاف بين مسلمانان شده و اختلاف در ثبوت هلال ماه در کشورهاي اسلامي تاکنون پيامدهاي بسيار ناگواري داشته است. به همين دليل، پژوهش درباره­ي اين موضوع از جهت فقهي و نجومي اهميتي دوچندان يافته است. 
   

کليدواژگان

استهلال؛ شريعت اسلامي؛ روايات؛ آيات و احاديث

مقدمه

در اهميت و نقش بسيار حساس دانش فقه از جهات گوناگون جاي هيچ­گونه شک و ترديدي نيست. هر مسلماني موظف است که در تمامي اوقات زندگي، بايدها و نبايدهاي معنوي و مادي خود را در مسائل فردي، اجتماعي، عبادي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي از فقه اخذ کند و نجات و سعادت و خوشبختي ابدي خود را در پرتو آن تأمين نمايد. نتيجه­ي بخش عمده­اي از زحمت­ها و تلاش­هاي پيامبر(ص) و ائمه و اصحاب آن حضرت و نيز زحمات هزار ساله فقيهان و محدثان، امروز در قالب دانش فقه در اختيار ما قرار دارد. بنابراين فقه، علمي نوپيدا و نوپديد نيست و بدون تسلط، اشراف و احاطه نمي­توان از موضع فقه اظهارنظر نمود. در نتيجه، حفظ و حراست از اين گنجينه­ي پربها و ترميم و باروري و توانا کردن آن براي پاسخ­گويي به معضلات امروز اهميت زيادي دارد. يکي از وظايف اين علم در روزگار کنوني، مسأله رؤيت هلال ماه است؛ به ويژه آن­که مسأله رؤيت هلال و مباحث پيراموني آن يکي از مسائل مهم و جنجالي در طول تاريخ فقاهت و محدثين تاکنون بوده است.

پيامدهاي ناگوار اختلاف در رؤيت هلال

اختلاف در ثبوت هلال ماه­هاي مبارک رمضان، شوال و ذي­الحجّه در کشورهاي اسلامي تاکنون پيامدهاي بسيار ناگواري داشته است. به عنوان مثال، اين اختلاف اسفناک بارها در طي سال­هاي اخير در امر رؤيت هلال، شهد شيرين عيد را در کام همه تلخ کرد. گروهي امروز نماز عيد مي­خواندند و مي­گفتند: «أسألک بحقّ هذا اليوم الذي جعلته للمسلمين عيداً...» و فردا گروه ديگري در همان کشور و گاه در همان شهر، همين عبارت را مي­گفتند و معلوم نبود، منظور از «المسلمين» در اين عبارات کيست؟ عده­اي به هم تبريک مي­گفتند و جماعتي در همان زمان، روزه بودند. مردم نيز همواره از اين بيم دارند که در سال­هاي بعد هم اين امر تکرار شود. اين موضوع همچنين گاهي به دست افراد مغرض يا ناآگاه، بهانه­اي براي تحليل­هاي تفرقه­انگيز داده است. اين امر هنگامي نگران­کننده­تر مي­شود که مي­بينيم در اغلب کشورهاي اسلامي، مسأله رؤيت هلال حل شده و حداقل، اهل يک کشور با يکديگر هماهنگ هستند. ولي در کشور ما اين­گونه نيست و همچنان اين مشکل تداوم دارد. به نظر مي­رسد که ما تنها کشوري هستيم که با وجود حضور فقهاي قوي و آگاه،‌ نتوانسته­ايم اين مسأله را حل نماييم.

ضرورت پژوهش در رؤيت هلال

در نخستين گردهمايي تخصصي رؤيت هلال در اين زمينه آمده است: «يکي از اشکالات بسيار جدي به حوزه­هاي علميه و دانشمندان حوزه­هاي نجوم و هيأت همين جا وارد است، که چرا به طور جدي به اين مسأله پراهميت نمي­پردازند.... متأسفانه درباره تقويم هجري قمري، يعني گاه­شماري که زندگي ديني، فکري، اجتماعي، سنن و آداب ما بسيار بدان وابسته است، هنوز کارهاي اساسي نشده است. از پژوهش­هاي بسيار بسيار مهم که همگان بايد روي آن کار کنيم، اين است که درباره تقويم قمري، عميقاً تحقيق کنيم و جمعاً يک تصميم درست بگيريم... در دنياي اسلام، بحث تقويم قمري يک بحث بين­المللي است. پنجاه و شش کشور مسلمان به اضافه مسلمانان همه کشورهاي ديگر و در مجموع، صدها ميليون مسلمان اکنون در غرب و شرق عالم زندگي مي­کنند و آنها نيز مسائل، تکاليف، سنن، آداب و فرهنگ­شان را وابسته به اين مسأله مي­بينند. وقتي که يک مسلمان دلسوز، با تفرقه و ناهماهنگي مواجه مي­شود، رنج مي­برد. اختلاف در رؤيت هلال مي­تواند در عقايد ما شبهه­انگيز باشد. يعني وجود و بروز همين مسأله، کافي است تا عده­اي بگويند اين چه دين جامعي است که نتوانسته اين مسأله را حل کند؟... اين وظيفه بسيار مهم شرعي، در درجه­ي اول وظيفه حوزه­هاست و اگر حوزه­ها تصميم درستي نگيرند، دانشگاه هم نمي­تواند به تنهايي اين مشکل را حل کند و به خصوص عالمان دين بايد تدبيري بينديشند. چه ضرري از اين بزرگتر که اين تفرقه­ها مثل خوره به جان جامعه بيفتد و ترديدهايي را در دل انسان­ها به وجود بياورد. اين مسائل عادي و معمولي نيستند و حتي از لحاظ شخصي هم انسان را با تکاليفي که بين او و خداي خود دارد، دچار مشکلات روحي مي­سازند. ما مي­توانيم اين مسائل را حل کنيم و اکنون ضروري است آن را در مقياس بين­المللي مرتفع نماييم، نه در مقياس فرد يا يک جامعه محدود يا يک شهر.» (رؤيت هلال؛ مشکلات و راه حل­ها: 24- 28)

رؤيت هلال در گذر تاريخ

رويدادهاي مربوط به رؤيت هلال در طول تاريخ، هم آموزنده و مايه عبرت و اندرز و هم گاهي تلخ است و هم تسکين­دهنده و آرامش­بخش است. از اين رو، مي­بينيم مشابه آن­چه در روزگار ما اتفاق مي­افتد، در عهد پيشينيان نيز رخ داده است.

در حديث مشهور کريب که وي را ام فضل به شام، جهت ملاقات با معاويه مي­فرستد؛ وي نقل مي­کند: «به شام وارد شدم و کارهاي خود را انجام دادم، ثبوت ماه مبارک رمضان ثابت شد و من هم در شام، هلال ماه را شب جمعه رؤيت کردم و سپس در آخر ماه به شهر مدينه برگشتم. آن موقع عبدالله بن عباس از من در مورد هلال ماه سؤال کرد: گفت چه موقعي هلال را رؤيت کرديد من هم فرمودم: شب جمعه. آيا خود شما ديدي؟ فرمودم بله، من ديدم و همه مردم ديدند و روزه گرفتند، معاويه هم نيز روزه گرفت. سپس عبدالله بن عباس فرمود: ما روز شنبه هلال رمضان را رؤيت کرديم و تا تکميل 30 روز، روزه مي­گيريم تا هلال شوال را رؤيت کنيم. من گفتم: آيا به قول و روزه معاويه اکتفا نمي­کنيد؟ عبدالله بن عباس فرمود: نه، چون پيامبر(ص) دستور داده است» (البخاري و ابن ماجه).

شيخ طوسي در تهذيب نقل کرده است که در دوران حکومتي اميرالمؤمنين حضرت علي(ع)، مردم پس از 28 روز روزه، هلال ماه شوال را مشاهده کردند؛ اميرالمؤمنين به منادي دستور داد که به مردم اعلام کند که ماه رمضان، 29 روزه است و يک روز را روزه قضا بگيرند (شيخ طوسي، بي­تا، ج 4: 158). ظاهراً در آن سال، اول ماه رمضان هوا ابري بوده و ماه ديده نشده است؛ از اين رو، مردم ماه شعبان را کامل و 30 روزه حساب کرده و در پايان ماه رمضان، با رؤيت هلال در شب 29 معلوم شد که ماه شعبان، 29 روزه بوده و مردم يک روز از آغاز آن را روزه نگرفته­اند؛ از اين رو، اميرالمؤمنين دستور دادند يک روزه قضا شود. اين ماجرا را ابوريحان بيروني نيز از کتاب­هاي زيديه نقل کرده است (الآثار الباقيه، ص 75).

مباحث رؤيت هلال

رؤيت هلال، يکي از مسائل بحث انگيز، پر سر و صدا و پر فروع است و در طول تاريخ، همواره يک يا دو فرع آن، مورد نزاع و اختلاف بوده است. به عنوان مثال، در سده­هاي چهارم و پنجم موضوع عدد و رؤيت و در اواخر دوران صفويه و پس از آن، مسأله رؤيت هلال پيش از زوال، بيش از همه مورد بحث بوده است و نيز در زمان ما، اشتراط يا عدم اشتراط اتّحاد آفاق و اعتبار قولِ هَيَوي و محاسبات فلکي و سرانجام رؤيت هلال با چشم مسلّح از بحث­انگيزترين فروع اين موضوع است. البته در رؤيت هلال، مباحث بسياري مطرح بوده است. از اين رو، در اينجا به توضيح کوتاهي راجع به اهم فروع رؤيت هلال مي­پردازيم.

الف) عدد و رؤيت

يکي از مسائل بحث­انگيز در سده­هاي چهارم و پنجم هجري اين بوده است که آيا ماه مبارک رمضان، هميشه کامل و 30 روز است و يا اين­که برخي سال­ها 29 روز است و با ديدن هلال شوال، هر چند از آغاز ماه مبارک رمضان 29 روز گذشته باشد، عيد فطر ثابت مي­شود و در نتيجه ماه مبارک 29 روز خواهد بود. هر دو نظريه طرفداراني داشته است؛ به قائلانِ قول اول (اصحاب العدد) و به قائلان قول دوم (اصحاب الرؤيه) مي­گويند.

ب) حکم حاکم

يکي از مسائل مورد بحث اين است که همان­طور که رؤيت و بينه، حجت و اماره معتبر براي اثبات اول ماه است، آيا با حکم حاکم نيز آغاز ماه ثابت مي­شود يا خير؟ بر اساس برخي ديدگاه­ها، در رؤيت هلال و ثبوت آن و وجوب روزه، حکم حاکم شرط نمي­باشد. ولي اگر حاکم اسلامي به هر طريقي حکم به ثبوت هلال نمايد، بر مسلمين واجب است تا روزه را اداء و از حاکم پيروي کنند. چون حکم حاکم اسلامي برطرف کننده اختلافات مي­باشد و اين نزد فقهاي اسلامي مورد اتفاق مي­باشد مگر نزد امام شافعي. (کتاب مذاهب الاربعه، ج1:  501 ؛ الزحيلي، بي­تا، ج 3: 1658).

اشتراط يا عدم اشتراط اتحاد آفاق

بحث انگيزترين موضوع در زمان ما اين است که اگر رؤيت هلال در افقي ثابت شد، آيا فقط براي ديگر آفاقي که با افق مزبور متحدند، ثابت است و براي آفاق غيرمتحد، ثابت نمي­شود يا اين­که اتحاد آفاق، شرط نيست و براي ساير نقاط، اعم از متحدالاُفق و مختلف الاُفقهم، ثابت مي­شود مسئله در مورد مطالع خيلي زياده اما ظاهر مذهب (حنفي مذهب امام محمد حسن شيباني از استاد خود امام ابوحنيفه اجتهاد مي کند و مذهب خود را طبق اقوال امام ابوحنيفه پايه گذاري مي کند. 1ـ کتاب جمع الصغير 2ـ جامع الکبير 3ـ سير کبير 4ـ سير صغير 5ـ مبسود 6ـ زيادات)

به طور کلي، جمهور علماء اختلاف مطالع را معتبر نمي­دانند و مي­گويند با رؤيت هلال در يکي از بلاد اسلامي، روزه يا افطار بر همه واجب مي­شود. اما بعضي مي­گويند که مطالع در بلاد قريبه معتبر دانسته مي­شود که مسافت يک ماه را احتساب کردند، اما در بلاد بعيد، اختلاف مطالع معتبر نيست و مي­گويند که بايد در آن بلاد ديده شود و به حديث مشهور کريب(رض) که پيشتر به آن اشاره شد ارجاع مي­دهند.

قلمرو حجيت بينه در رؤيت هلال

در سال­هاي اخير بر اثر اعتماد به ادعاي شهود در رؤيت هلال و حجت دانستن، به طور مطلق و بدون عنايت به انظار بسياري از فقيهان بزرگ در گذشته و حال مشکلاتي روي داده است. در حالي که حجيت بينه به طور مطلق يا در رؤيت هلال مشروط به شرايطي است. رؤيت هلال رمضان با خبر دادن يک مرد يا يک زن به اثبات مي­رسد. اما رؤيت هلال عيد با شهادت دو مرد يا يک مرد و دو زن ثابت مي­شود؛ اگر چنان­چه در آسمان علتي از ابر، يا غبار، يا دود موجود بود. اما اگر علتي از ابر و غير آن در آسمان موجود نبود، پس رؤيت هلال رمضان و رؤيت هلال عيد ثابت نمي­شود مگر با ديدن جمع بزرگي که به ديدن آنان گمان غالب حاصل شود. رؤيت هلال بقيه ماه­ها با شهادت دو مرد عاقل، يک مرد و دو زن که حد قذف بر آنها جاري نگرديده باشد، به اثبات مي­رسد (ندوي، 1384ش، ج1: 207).

در سنن چهارگانه (سنن چهارگانه بيهقي، ابن ماجه، ترمذي و ابوداوود) از ابن عباس روايت شده که فرمود: يک مرد اعرابي نزد پيامبر خدا(ص) تشريف آورد و فرمود من هلال ماه را رويت کردم. (حسن در حديث­اش مي­آورد يعني هلال رمضان) سپس فرمود به يگانگي خداوند شهادت مي­دهي؟ گفت: بله. سپس فرمود: به پيامبر حضرت محمد(ص) شهادت مي دهي؟ مرد اعرابي گفت: بله. سپس رسول­الله(ص) فرمود: اي بلال، براي مردم اذان بگو (اعلام کن) تا روزه بگيرند.

چشم مسلح و رؤيت هلال

(رؤيت) در روايات رؤيت هلال

اکنون به رؤيت هلال مي­پردازيم و آن را از اين جهت بررسي مي­کنيم:

1. هر چند موضوع احکام شرعي مانند روزه ماه مبارک رمضان است، ولي شارع معيار شروع و پايان ماه را اهله و رؤيت آنها دانسته است. بنابراين به طور مسلم، شروع و آغاز ماه قمري با صرفِ خروج ماه از تحت الشعاع و مُحاق، محقق نمي­شود؛ بلکه بايد قدري از خروج ماه از محاق بگذرد که قابل رؤيت باشد. از اين رو، ملاک آغاز ماه­هاي قمري «رؤيت هلال» است (رؤيت هلال، ج 2: 1159، 1185، 1271، 1274).

2. چنان­که بسياري از فقيهان نيز بر اين باورند حق آن است که رؤيت هلال طريقت دارد نه موضوعيت؛ يعني از آن­جا که نشانه­ها و علائم ديگر در شرع مقدس، جايگزين رؤيت مي­شوند هر چند بالفعل، رؤيت محقّق نشده باشد، مي­فهميم که رؤيت، موضوعيت ندارد. به عنوان نمونه، با گذشت سي روز از ماه قبل، حکم حلول ماه جديد مي­کنيم، ولو بالفعل رؤيت نشود؛ يا کسي استهلال نکند يا بر اثر وجود مانعي، هلال رؤيت نشود؛ نيز اگر هلال در شرق، رؤيت شود، اوّل ماه براي نقطه غربي هم­عرض آن نيز ثابت مي­شود، هر چند که هلال در نقطه غربي، رؤيت نشود (همان: 1188، 1267، 1268، 1383، 1384).

3. در بسياري از ماه­هاي قمري، وضع ماه بدين منوال است که هلال، شب سي­ام با چشم غيرمسلح قابل رؤيت نيست، ولي با ابزار ديده مي­شود؛ يعني ماه، پس از خروج از محاق، هنوز به درجه­اي نرسيده و آن­ اندازه نور کسب نکرده که بتوان آن را بدون ابزار ديد، ولي با چشم مسلح ممکن است ديده شود. لازمه اين امر آن است که اگر رؤيت هلال با چشم مسلح معتبر باشد، حلول ماه، يک روز زودتر ثابت مي­شود و اگر رؤيت بدون ابزار ملاک باشد، آغاز ماه يک روز ديرتر ثابت خواهد شد.

4. با اين مقدمات روشن شد که روايات رؤيت هلال، از روايات دسته دوم آغاز اين مقاله محسوب مي­شوند و همان­طور که در آن موارد، از جمله تشخيص حد ترخص، استفاده از ابزاري مثل دوربين و تلسکوپ به هيچ وجه معتبر نيست، در رؤيت هلال نيز چنين است، چون از اين جهت يعني به لحاظ در مقام تحديد بودن هيچ فرقي بين آنها نيست.

5. از بررسي مجموع موارد مذکور، اين مناط کلي به دست مي­آيد که اگر استفاده از يک حس مانند رؤيت و سمع، جنبه ابزاري داشته باشد، تحولات فن­آوري و توسعه در آن، به عنوان ابزار و طريق شرعي پذيرفته نيست و استفاده از اين ابزار با در مقام تحديد بودن سازگاري ندارد و چون رؤيت هلال نيز راهي براي علم به رؤيت­پذيري هلال است و خود رؤيت، موضوعيت ندارد، بنابراين ديدن با چشم مسلح، معتبر نيست و نمي­تواند دليل شروع ماه قمري باشد. به عنوان مثال؛ براي توضيح بيشتر و تقريب به ذهن مي­گوييم، براي ثبوت اول ماه، رؤيت هلال و براي تشخيص حد ترخص، رؤيت ديوارهاي شهر معيار است و واقعه­ هم در هر دو مورد، خالي از اين چهار فرض نيست:

الف) فقط رؤيت با چشم غيرمسلح، موضوع حکم و معتبر است (و هو المطلوب و المختار).

ب) هم رؤيت با چشم غيرمسلح، موضوع حکم و معتبر است و هم رؤيت با چشم مسلح.

ج) فقط رؤيت با چشم مسلح، موضوع حکم و معتبر است.

د) تا قبل از اختراع و ساختن دوربين و تلسکوپ، موضوع حکم و معتبر فقط رؤيت با چشم غيرمسلح بود و پس از آن، تنها رؤيت با چشم مسلح است.

روشن است که فرض مقبول، فقط صورت اول است و فرض­هاي بعدي ممنوع است، زيرا لازمه­ي فرض دوم آن است که حد ترخص هم مثلاً يک فرسخ باشد (رؤيت با چشم عادي) و هم سه فرسخ مثلاً (در رؤيت با چشم مسلح) (فرض، جايي است که مثلاً ديوارهاي شهر تا فاصله سه فرسخ با ابزار رؤيت شود نه چهار فرسخ بيشتر) و نيز در بسياري از ماه­ها هم مثلاً روز شنبه اول ماه باشد (چون روز جمعه، فقط با تلسکوپ قابل رؤيت است) و هم روز يک شنبه، چون (کما هو المفروض) فقط روز شنبه با چشم غيرمسلح قابل رؤيت است. به عبارت ديگر، لازمه­اش آن است که در طول بيش از هزار سال که از ابزار براي رؤيت استفاده نمي­شد، در تمام موارد مشابه مثلاً روز يک­شنبه و پس از استفاده از ابزار در عين همان فرض، روز شنبه اول ماه باشد. بديهي است که لازمه اين فرض، لغويت تحديد مذکور لغو و مستلزم تنافي باشد؛ زيرا مستلزم آن است که حد ترخص هم يک فرسخ باشد و هم سه فرسخ؛ و هم اول ماه، وقتي است که مثلاً 18 ساعت از خروج قمر از محاق گذشته باشد (در رؤيت با چشم غيرمسلح) و هم وقتي است که 12 ساعت (در رؤيت با چشم مسلح).

فرض سوم هم که بديهي­البطلان است؛ زيرا لازمه­اش آن است که شارع مقدس، چيزي را ملاک و معيار قرار داده که تا بيش از هزار سال از دسترس مکلفين خارج بوده است و با جعل چنين معياري، مردم در بسياري از ماه­ها برخلاف واقعه عمل کرده­اند آنچه بر اثر فعل شارع!

فرض چهارم همان تالي فاسد فرض دوم را دارد و احدي به آن ملتزم نمي­شود.

بنابراين، با توجه به اين­که شارع مقدس معياري را براي حلول ماه براي مردم قرار داده که از همان آغاز در دسترس مردم بوده است، بر خلاف محاسبات حرکات خورشيد که فقط اهل فن از آن مطلع بوده­اند و اين نکته از آيه شريفه «يسئلونک عن الأهلة» معلوم و مشخص است، در نتيجه بايد لازم باشد که همان رؤيتي که در زمان شارع مقدس براي مردم قابل دستيابي بوده، معتبر و موضوع حکم باشد، آن هم نه به دليل انصراف رؤيت به رؤيت متعارف آن زمان، و نه تبادر آن نوع رؤيت به ذهن که برخي از فقيهان به آن تمسک کرده­اند (رؤيت هلال، ج2: 1189و 1268).  زيرا در روايات دسته اول هم طبق اين مبنا بايد به آن قائل شد، با اين­که اساساً قابل التزام نيست، بلکه به دليلي که گذشت يعني در مقام تحديد بودن روايات رؤيت هلال و موضوعيت نداشتن آن، بر خلاف روايات دسته اوّل و مي­توان مؤيدات و شواهدي نيز بر آن افزود؛ که هر چند دليل مستقلي محسوب نمي­شوند.

1. لازمه معتبر بودن رؤيت با چشم مسلح آن است که شارع مقدس بيش از هزار سال مردم را به اشتباه افکنده باشد که البته پذيرفتني نيست. يعني در بسياري از ماه­هاي سال، شارع حدي را ملاک شروع ماه قرار داده (قابليت رؤيت ماه با چشم مسلح، مثلاً 12 ساعت پس از خروج از محاق) که اين حد تا بيش از هزار سال پيش از اين، قابل دسترسي نبوده است و مردم يک روز پس از آن را (قابليت رؤيت ماه با چشم غيرمسلح، و مثلاً 18 ساعت پس از خروج از محاق (به معني احاطه شده ، سه شب آخر ماه قمري)) اول ماه مي­دانسته­اند و عيد فطر، شب قدر، عرفه و عيد قربان را بر خلاف واقع يک روز ديرتر مي­دانسته­اند، آن هم نه بر اثر تقصير مکلفين، بلکه بر اثر فعل و جعل شارع. اما اگر رويت با تلسکوپ­هاي غول­پيکر 850 تني معيار باشد، هنوز هم در اختيار مسلمانان نيست! به عبارت ديگر، تکليف شارع بر مخاطبان و مکلفان بايد قابل عمل باشد. بنابراين اگر رؤيت با چشم مسلح معيار باشد، بدين معناست که شارع مقدس دستوري داده که در بسياري از ماه­ها تا قرن­ها براي مکلفين قابل عمل نبوده است؛ زيرا اگر ملاک رؤيت با چشم مسلح باشد، مثلاً روز شنبه عيد فطر بوده است؛ در حالي که مسلمانان طبق رؤيت بدون ابزار، روز يکشنبه را عيد گرفته­اند، و تکليف واقعي شارع مبني بر شنبه بودن عيد فطر براي آنان قابل عمل نبوده است و معقول نيست شارع دستوري بدهد که براي مکلفان، مثلاً تا ده قرن عملي نباشد.

2. شارع، رؤيت هلال را موضوع حکم قرار داده است و اطلاق هلال بر هلال واقعي غير قابل رؤيت با چشم غيرمسلح يعني غير قابل رؤيت در عصر شارع استعمال لفظ در غير معناي آن است. زيرا هلال، مشتق از «هلّ» به معني «بدا و ظهر» يا «صرخ» مي­باشد و چون مردم هنگام رؤيت آن، صداي خود را به فرياد و تکبير و تهليل، بلند مي­کردند به آن هلال گفته­اند و از همين باب است «استهل الصبحا» يعني هنگام ولادت کودک گريه و سرو صدا کرد (لسان­العرب، ج 11: 71).

3. قول به اعتبار رؤيت هلال با چشم مسلح  با مشکل بزرگ­تري مواجه است و آن اين­که قدرت دوربين­ها و تلسکوپ­ها يکسان نيست. مثلاً يک نفر در جنوب شرقي شهرستان بافت، موفق شد هلال جمادي­الآخره 1422 را با دوربين دوچشمي 150  40 صا ايران شکار کند و ولي همان شخص در همان وقت و همان نقطه با دوربين 120 20 صا ايران نتوانست هلال را ببيند، يعني دو برابر شدن عدسي چشمي يا بزرگ­نمايي دوربين سبب رؤيت شد و در همان شرايط، با دوربين 120 20 رؤيت ممکن نشد (تحقيقات اسلامي ، سال 15 ، شماره 2 و سال 16، شماره 1، ص 111 ، روشها ، رتبه ها و تجارب رصدي و علمي، نيز رک: همان ص 91 ـ 93 (بررسي علمي رؤيت هلال)

به عقيده کارشناسان، چه بسا، هلال با تلسکوپ­هاي معمولي موجود در ايران قابل رؤيت نباشد، امّا در همان حال، با تلسکوپ هيل قابل رؤيت است و ممکن است در آينده تلسکوپ قوي­تري نيز ساخته شود. در اين صورت، گاهي اوقات و در برخي از آفاق اگر رؤيت با هيل را معتبر بدانيم، ماه يک روز زودتر ثابت مي­شود و اگر فقط رؤيت با تلسکوپ­هاي معمولي معتبر باشند، خود همين ضابطه­مند نبودن و به هم ريختگي معيار که قطعاً مخالف در مقام تحديد بودن شارع است، يکي از شواهد ضعف اين قول است.

اختلاف در مسأله رؤيت هلال با چشم مسلح، اختصاص به مسلک مشهور فقها يعني لزوم اشتراک و اتحاد آفاق ندارد.

آيات رؤيت هلال

ارباب حقيقت و اصحاب بصيرت دانسته­اند که نجات جز در لقاي باري تعالي نيست و رسيدن به لقاي باري تعالي ميسر نشود مگر بدان­چه انتقال از دنيا به آخرت بر محبت باري تعالي، و به معرفت او باشد، و محبت و انس حاصل نيايد مگر از پيوسته ياد کردن محبوب و مواظبت نمودن بر آن، و معرفت مهيا نشود مگر به دوام فکرت در (آن) و صفات و افعال او.

خداوند متعال در قرآن کريم مي­فرمايد:

«قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» (زمر، 9)

«اى پيامبر (به مردم) بگو: آيا دانايان و نادانان با هم مساوى هستند؟ همانا عاقلان متوجه اين نکته خواهند بود.»

و نيز فرمود: «فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ» (روم، 17)

«منزه است خداوند به هنگامى که شام مى­کنيد و صبح مى­کنيد.»

و نيز فرمود: «وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ» (انعام، 56)

«آن کساني که خدا را بامدادان و شامگاهان مي­خوانند و جز ذات پاک او و خشنوديش هدف ديگري ندارند.»

کل اين آيات بيان مي­کند که راه رسيدن به خداي مراقبه وقتهاست و عمارت آن به وردهاي پيوسته و براي آن پيامبر گفته است: «أَحَبُّ العِباد الي الله الذينَ يُراعُونَ الشمس و القمر و الاظلَّهَ لذکرِ الله.» (مصنف ابن ابي شيبه: ج 7 ، ص 113)

دوست داشتني­ترين بندگان نزد خداوند، کساني هستند که خورشيد و ماه و سايه را براي ذکر خداي رعايت کنند و باري تعالي گفته است: «الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ» (رحمن، 5): خورشيد و ماه بر حسابى [روان]اند.

از جمله نعمت­هايي که خداوند براي انسان در آسمان و زمين آفريده است، ذکر شمس و قمر از علويات به طور ويژه در اينجا، شايد از آن جهت است که نظام کل جهان وابسته به گردش اين دو سياره و اشعه­ي آنهاست و لفظ «حسبان» به ضم «حا» در نزد بعضي مصدر و به معناي حساب است مانند «غفران، سبحان و قرآن» و بعضي ديگر فرموده­اند که «حسبان» جمع حساب است، و مراد از آيه، آن است که حرکات شمس و قمر که تمام کار و بار زندگي انسان به آنها وابسته است، و اختلاف شب و روز و تبدل موسم و تعيين سال و ماه و حرکات آنها و نظام مستحکم ادوار، همه با يک حساب خاص و اندازه­اي در گردش هستند که با گذشت ميلياردها سال، به اندازه­ي يک دقيقه و يا ثانيه در آن فرقي پديد نمي­آيد.

عصر حاضر را عصر معراج علم جديد مي­گويند، و اختراعات حيرت­انگيز جديد آن، همه­ي عاقلان را در حيرت انداخته است، ولي تفاوتي واضح و روشن بين مصنوعات انساني و مخلوقات رباني وجود دارد که هر بيننده­اي ملاحظه مي نمايد، و تخريب و تعمير مسلسل در مصنوعات انساني امري ضروري است.

و قرآن کريم گفته است: «أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّکَ کَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاکِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًاثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا» (فرقان، 45 و 46)

«آيا تو بر قدرت پروردگارت نظر نکردي که او چگونه سايه (چيزهاي ايستاده) را به هنگام طلوع آفتاب از افق تا دور پهن کرده است؛ (زيرا به هنگام طلوع سايه هر چيز تا دور مي باشد) و اگر او مي خواست آن را بر يک حال نگه مي داشت (با بلند شدن آفتاب کاسته نمي­شد به گونه­اي که نمي­گذاشت شعاع آفتاب اين قدر تا دور برسد؛ زيرا رسيدن شعاع خورشيد به مناطق زمين، وابسته به مشيّت خداوندي است، نه با اضطرار، ولي ما آن را با حکمت خود يکنواخت نگه مي داشتيم، بلکه تا آن را پراکنده ساختيم) باز ما آفتاب را (نزديک شدن آن به افق را و سپس بلند شدن آن از افق را) بر اين (بلندي و کوتاهي سايه) علامت (ظاهري) مقرر کرديم (منظور اين که اگر چه علّت اصلي روشني و سايه و اضافه شدن و کاستن آن، اراده و مشيّت حق تعالي است، خورشيد يا چيز ديگر مؤثر حقيقي نيست، ولي خداوند براي پديدها در دنيا بعضي اسباب ظاهري درست کرده است، و رابطه­ي مسبّبات را با اسباب چنان برقرار کرده که با تغيير سبب در مسبب تغيير پديد مي آيد.)»

و نيز خداوند مي فرمايد:« وَالْقَمَرَ‌ قَدَّرْ‌نَاهُ مَنَازِلَ» (يس، 39): «براى ماه، منزل­هايى معين کرده‏ايم».

منازل جمع منزل است، به جاي نزول، منزل مي­گويند. خداوندي براي جريان خورشيد و ماه حدود خاصي مقرر نموده است که به هر يکي از آنها منزل گفته مي­شود، چون ماه گردش خود را ظرف يک ماه به اتمام مي­رساند، منازل او 30 تا 29 روز مي­شود، اما چون هلال در هر ماه حداقل يک روز غايب مي­شود، بنابراين عموماً گفته مي­شود که منازل آن 28 تا است.

اهل هيأت و رياضي به آن منازل به مناسبت ستاره­هاي محاذي بر آنها نام­هاي ويژه گذاشته بودند. در جاهليت عرب هم، اين منازل به اين نام­ها مشخص مي­شدند. قرآن کريم بالاتر از اين نام­هاي اصطلاحي است و مراد آن، فقط آن فاصله­هايي است که قمر در روز به حد خاصي آنها را طي مي­کند. در آيه: «جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَالْقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنازِلَ» (يونس، 5) «خورشيد را روشنايى بخشيد و ماه را تابان کرد و براى آن منزل­هايى معين کرد.» فرق فقط اين است که منازل قمر با مشاهده شناخته مي­شوند و منازل خورشيد به وسيله عمل رياضي (عثماني، 1392، ج 11: 410 ـ 411).

و نيز خداي متعال گفته است: «وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا» (انعام، 97) «او کسي است که ستارگان را براي شما قرار داد تا هدايت شويد.»

علاوه بر آفتاب و ماه، ستارگان ديگر هم مظاهر خاص قدرت کامله خداوند هستند. تجربه گواه است که امروز هم انسان در اين قرن ماشيني از راهنمايي ستارگان بي نياز نيست. اين ستارگان هم تحت فرمان يک خالق و محرک مي­چرخند، نه در خود مستقل اند و نه در بقا و علم خويش کساني که تنها نگاه خود را بر اين دوخته و نشسته و نظر به طرف خالق آنها نينداختند، خيلي کوتاه­نظر و فريب خورده­اند (همان، ج 5 : 145). بنابراين گمان مبريد که مقصود از سير خورشيد و ماه به حساب مرتب منظوم و از آفريدن سايه و نور ستارگان آن است که بر کارهاي دنيا بدان استعانت نموده شود، بلکه مقصود آن است که مقادير وقت­ها شناخته شود و در اين وقت­ها به انواع طاعت و بازرگاني آخرت مشغول شده­ايد و دليل بر اين امر، قول باري تعالي است که:

«وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ الَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّکَّرَ أَوْ أَرادَ شُکُوراً» (فرقان، 62)

«و اوست کسى که براى هر کس که بخواهد عبرت گيرد يا بخواهد سپاسگزارى نمايد شب و روز را جانشين يکديگر گردانيد.»

خداوند در سوره بقره، آيه 184 نيز مي فرمايد:« فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ »

«هر کس از شما اين ماه را درک کند بايد آن را روزه بدارد.»

در همين يک جمله، به بسياري از مسائل و احکام روزه اشاره شده است. لفظ شَهِدَ از شهود گرفته شده است و معني آن حضور يافتن و شاهد بودن است. الشهر در زبان عربي به معني ماه است و مراد از آن در اين آيه، ماه رمضان است. بنابراين معني اين جمله چنين است؛ هر کسي از شما که در ماه مبارک رمضان زنده و حاضر باشد، بر او لازم است که تمام ماه مبارک را روزه بگيرد. منظور از حاضر و موجود بودن در ماه مبارک اين است که ماه را در حالتي دريابد که در آن هنگام، صلاحيت روزه گرفتن را داشته باشد؛ يعني مسلمان، عاقل، بالغ، مقيم و از حيض و نفاس پاک باشد.

مسأله اول: از اين­ آيه معلوم مي­شود که براي واجب شدن روزه­ رمضان، يافتن ­آن به حالت صلاحيت ­کامل شرط ­است.

مسأله دوم: يافتن ماه رمضان از نظر شرع به سه صورت ثابت مي شود:

1. خود شخص هلال ماه رمضان را ببيند. 

2. به وسيله شهادت معتبر شرعي رؤيت هلال ثابت شود.

3. هر گاه رؤيت هلال به يکي از دو صورت قبل ثابت نشد؛ بعد از تکميل سي روز ماه شعبان، رمضان شروع مي­شود.

مسأله سوم: اگر به هنگام غروب آفتاب در روز بيست و نهم شعبان، به سبب ابر و گرد و خاک و موانع جوي ديگر، هلال ديده نشد و هيچ شهادت شرعي براي رؤيت آن وجود نداشت، پس روز بعدي يوم­الشک گفته مي شود؛ زيرا نسبت به آن اين احتمال موجود است که في­الواقع هلال قرار گرفته، ولي به سبب صاف نبودن مطلع رؤيت نگرديده است. چون در اين روز به سبب موانع جوي شهود شهر يعني يافتن ماه رمضان به رؤيت هلال صادق نمي­آيد، روزه گرفتن در آن روز نه تنها واجب نيست، بلکه مکروه است و از آن منع شده تا که ميان فرض و نفل اختلاط و آميزش پيش نيايد (عثماني، ج 2: 130-132).

احاديث رؤيت هلال

رسول اکرم(ص) فرموده است: «روزه بگيريد با ديدن ماه و روزه بخوريد با ديدن ماه، پس اگر پوشيده شد بر شما ماه ، شمار شعبان را سي روز تمام تکميل کنيد.» (روايت بخاري)

همچنين در روايتي ديگر، پيامبر خدا(ص) فرمود: ماه را تقديم نکنيد يا مادامي که هلال ماه را رؤيت نکرديد يا ماه را تکميل نکرديد، روزه بگيريد تا هلال را رؤيت کرديد يا ماه کامل کنيد.

ابوداود و الترمذي از ابن عباس(رض) روايت مي­کنند که پيامبر(ص) فرمودند: «روزه را قبل از رمضان نگيريد. روزه را با رؤيت هلال بگيريد و رمضان را با رؤيت هلال افطار کنيد.» (سنن ترمذي، ج3 ، ص 63)

روايت ديگري را ابن عباس آورده است که پيامبر(ص): «فرموده قبل از رمضان روزه نگيريد (براي استقبال از رمضان). هلال ماه رمضان را رؤيت کرده و سپس روزه بگيريد. هلال ماه شوال را رؤيت کرده، سپس افطار کنيد. اگر غير اين بود و در هواي عله­اي بود (ابر يا غبار و امثالهم) پس سي روز را کامل کنيد.» (سنن ابن ماجه)

کنفرانس جهاني رابطه­ي عالم اسلامي در زمينه­ي رويت هلال و نتايج آن

(نگارنده: عثماني محمدتقي، مترجم: مولوي غلام محمد شرافتمند- مدرس حوزه علميه احناف خواف)

مسأله­­ي رؤيت هلال در کشورهاي اسلامي و به ويژه در کشورهايي که در سطح ملي(دولتي) برنامه­­ي منظمي در اين زمينه ندارند، هنگام رمضان و عيد باعث ايجاد اختلاف و تفرقه در بين آنان مي­گردد. يکي از دلايل و علل اين است که نسبت به تاريخ­­هايي که در راستاي رؤيت هلال از سوي عربستان سعودي اعلام مي­شود، اظهار شک و ترديد کرده و بدبين مي­باشند. به همين منظور، مجمع فقه اسلامي يا «رابطة العالم الاسلامي» براي بررسي و تحقيق در اين موضوع، يک سمينار و کنفرانس جهاني از نوزدهم تا بيست و يکم ربيع­الاول سال 1433ق مطابق با يازدهم تا سيزدهم فوريه سال 2012 ميلادي در مکه­­ي مکرمه منعقد کرد. در اين همايش،‌ دو پرسش­ زير مطرح شد:

- محاسبات فلکي تا چه حد در مورد ثبوت ماه اعتبار دارند.

- اختلاف مطالع، چه حکمي دارد؟ يعني ديده شدن ماه در يک محل تا چه حد و حدودي مي­تواند براي مناطق ديگر نيز اعتبار داشته باشد.

در اين کنفرانس، سعي اعضا بر اين بود تا بيشتر در مورد اين دو مسأله به بحث و بررسي بپردازند و علما و انديشمندان کشورهاي مختلف نيز ديدگاه­­هاي خود را مطرح نمودند. درباره­­ي مسأله­ي اول در اين نشست، سه نظريه و ديدگاه مطرح گرديد:

1. در مورد رويت هلالِ شرعي، محاسبات نجومي هيچ اعتباري ندارد و صرفاً منحصر به شهادت و گواهي افرادي است که آن را با چشم ديده باشند، بنابراين با محاسبات فلکي، نه حکم به وجود ماه مي­توان داد و نه مي­توان آن را نفي کرد. به همين جهت، اگر براساس محاسبات فلکي، رؤيت هلال امکان­پذير نبود، ولي با اين وجود، افرادي آمدند و شهادت دادند که ماه را ديده­­اند؛ بايد طبق گواهي، آنان حکم به رؤيت هلال نمود.

2. چون با محاسبات فلکي و نجومي به طور دقيق مي­توان از وضعيت ماه اطلاع يافت و در اين زمينه، جاي ذره­­اي شک و ترديد وجود ندارد، بنابراين تنها بايد براساس محاسبات فلکي، وجود ماه به اثبات برسد و اگر چنان­چه طبق محاسبات کارشناسان، رؤيت هلال امکان نداشت، بايد رؤيت ماه منتفي اعلان شود؛ اگر چه افرادي شهادت به رؤيت هلال داده باشند. اين نظر را چند تن از علماي حاضر در کنفرانس ارائه دادند و خيلي طرفدار نداشت.

3. اگر چه ثبوت رؤيت هلال تنها براساس محاسبات نجومي نيست، اما اگر ديده شدن ماه طبق محاسبات قطعاً امکان نداشت؛ مثلاً ماه، پيش از خورشيد غروب کرده بود و شخصي شهادت داد که من ماه را ديده­­ام، اين شهادت و گواهي را نبايد معتبر دانست. از آن­جا که اين نظريه با ديدگاه مفتي اعظم عربستان سعودي در تضاد بود و عمل آنها تاکنون برخلاف اين نظريه بوده است، بنابراين با تفصيل به بحث و تبادل نظر در اين موضوع پرداخته شد.

طرفداران و حاميان نظريه سوم مي­گفتند که منظور ما اين نيست که براي ثبوت هلال به جاي رؤيت، بايد محاسبات فلکي را معيار قرار داد؛ بلکه منظور تحقيق و کنکاش دقيق شهادت­­ها مي­­باشد. شهادت و گواهي در مورد ديدن ماه، زماني اعتبار دارد که از هر لحاظ بتوان بر آن شهادت اعتماد کرد. بنابراين اگر فردي شهادت داد که ماه را در سمتي ديده است (در حالي که ماه در نقطه­  مقابل آن، بايد قابل رؤيت باشد)، اين شهادت را نبايد معتبر دانست. به همين منوال، اگر براساس محاسبات فلکي به اثبات رسيد که ماه، پيش از خورشيد غروب کرده است، در اين صورت چنين شهادتي (که من ماه را ديده­­ام) نيز به خاطر اتهام کذب نبايد پذيرفته شود. به طور عمومي، برخي چنين مي­­پندارند که علامه سبکي در اين راستا تنها بود و برخلاف ديدگاه جمهور، محاسبات را به جاي رؤيت معيار و ملاک قرار داده است. اما خود او اين امر را رد کرده­ است. پس از بحث و مباحثه­­ي طولاني اعضاي کنفرانس، به اتفاق اين ديدگاه را پذيرفتند.

درباره­ ي اختلاف مطالع نيز در اين کنفرانس سه نظريه­­ي متفاوت مطرح گرديد:

1. اين ديدگاه، همانند نظريه­­ي شافعي­مسلکان بود که مبتني بر فتواي عبدالله بن عباس(رض) مي­باشد که وي در اين فتوا، رؤيت اهل شام را براي مدينه­­ي منوّره معتبر نمي­دانست. طبق اين نظر، رؤيت هر شهري بايد براي همان شهر اعتبار داشته باشد و ديده شدن ماه در يک شهر براي شهر ديگر اعتباري ندارد. اين نظريه را رئيس «ديوان عالي قضايي» و امام حرم «صالح بن عبدالله بن حميد» ارائه داد. البته وي افزود که چون اين يک مسئله­­ي اجتهادي است، بنابراين اگر حاکمي براساس سياست شرعي در همه­ي شهرهاي يک کشور حکم رؤيت را نافذ و جاري سازد، حکمش اعتبار دارد.

2. پيشنهاد دوم اين بود که اختلاف مطالع، اصلاً نبايد اعتبار داشته باشد؛ بلکه اگر در گوشه­­اي از دنيا ماه ديده شد، بايد براي تمام دنيا معتبر باشد. مالکي­ها و حنبلي­ها، اين عقيده را دارند و اصلِ مذهب احناف نيز همين است. حاميان اين نظر تا اين حد پيش رفتند که مکه­ي مکرمه بايد مرکز عالم اسلام قرار گرفته و رؤيت آن­جا براي تمام دنيا معتبر دانسته شود. اما بنده اين اشکال را مطرح کردم که در اين صورت، کشورهايي که در سمت شرق مکه­ي مکرمه قرار دارند، بايد تا زماني که از مکه­ي مکرمه رؤيت يا عدم رؤيت اعلان شود، منتظر و بلاتکليف بمانند، بنابراين نتيجه اين مي­شود که مردم استراليا و نيوزلند(زلاندنو) شب را پشت سر مي­گذارند، اما تا پايان شب نمي­توانند در مورد ماه رمضان يا عيد تصميمي بگيرند. طرفداران اين نظريه نتوانستند به اين اشکال پاسخي بدهند. واقعيت اين است که عمل کردن بر نظريه­ي مذکور زماني امکان­پذير است که ثبوت ماه را با محاسبات فلکي بپذيريم.

3. سومين ديدگاه نيز اين بود که اگر در نقطه­اي از مشرق، ماه ديده شد و در کشوري از کشورهاي مغرب زمين نيز رؤيت آن به اثبات رسيد، غرب بايد بر آن عمل کنند. اين نظريه را بسياري از اعضا پذيرفتند.

البيان الختامي للمؤتمر العالمي لإثبات الشهور القمرية بين علماء الشريعة و الحساب الفلکي

ترجمه­ي مصوبات: کاملاً پيداست که اين کائنات، پيرو يک­سري قوانين و دستوراتي است که آنها را ذاتي بسيار عالي، قادر و توانا مقرر فرموده که تخليق، نظم و مهارت وي به انتها و کمال خود رسيده است. يکي از نمونه­هاي تخليق آن ذات قادر و توانا، آفرينش خورشيد و ماه است که به وسيله­ي آنها زمان، سال و ماه دانسته مي­شوند.

ارشاد خداوند متعال است: وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِک َتَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيم * وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ * لاالشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلااللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِي فَلَکٍ يَسْبَحُونَ (يس، 38-40)

ترجمه: و (نشانه ديگري بر قدرت خدا اين است که) خورشيد به سوي قرارگاه خود در حرکت است. اين، محاسبه و اندازه­گيري و تعيين خدايِ بس چيره و توانا وآگاه و دانا است. براي ماه نيز منزل­گاه­هايي تعيين کرده­ايم که (پس از طي کردن آنها) به صورت ته مانده کهنه (خوشه خرما بر درخت) درمي­آيد (قوسي شکل و زرد رنگ). نه خورشيد را سزد (در مدار خود سريعتر شود و) به (مدار) ماه رسد، و نه شب را سزد که بر روز پيشي گيرد (و مانع پيدايش آن شود). هر يک در مداري شناورند (و مسيرخود را بدون کمترين تغيير ادامه مي­دهند).

همچنين خداوند متعال مي­فرمايد: «الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ» (الرحمن، 5 )

ترجمه: خورشيد و ماه برابر حساب (منظمي در چرخش وگردش) هستند.

در جايي ديگر هم مي­فرمايد: «هُوَالَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَاخَلَقَ اللَّهُ ذَلِکَ إِلا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» (يونس، 5)

ترجمه: خدا است که خورشيد را درخشان و ماه را تابان گردانده است و براي ماه، منازلي معين کرده است تا شمار سال­ها و حساب (کارها) را بدانيد. خداوند (آن همه عجائب و غرائب آفرينش و چرخش و گردش مهر و ماه را سرسري و از بهر بازيگري پديد نياورده است و بلکه) آن را جز به حکمت نيافريده است. خداوند آيات (قرآن و نشانه­هاي جهان) را براي آنان که مي­فهمند و درک مي­کنند، شرح و بسط مي­دهد.

همچنين خداوند متعال، ماه را علامتي براي شناخت ابتداي هر ماه قرار داده تا مردم بدين­سان بتوانند اوقات را شناخته و براي آنها برنامه­­ريزي کنند.

ارشاد رب العالمين است که: «يَسْأَلُونَک َعَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ» (بقره، 189)

ترجمه: درباره هلال­هاي ماه از تو مي­پرسند (که چرا هر دم به شکلي پديدار مي­شود؟) بگو: آنها شناسه­­هاي زماني (و تقويم طبيعي) براي (نظام زندگي) مردم و (تعيين وقت) حج هستند.

پيامبر مکرم اسلام(ص) نيز در احاديث متعددي، راه شناخت آغاز و پايان ماه مبارک رمضان را ديدن با چشم بيان فرموده­اند، چنان­که آن­حضرت(ص) مي­فرمايد: «با ديده شدن ماه، روزه بگيريد و با ديدن آن، عيد کنيد.» (رواه البخاري)

امت مسلمان از عهد نبوت تاکنون بر همين مسير قدم برداشته است، البته در مورد شروع و پايان ماه مبارک رمضان و نيز آغاز ماه ذي الحجه مشکلات و اختلافاتي پديد آمده است. همچنين در عصر حاضر، فاصله­­هاي ميان مناطق دوردست تا حد زيادي از ميان برچيده شده و وسايل ارتباط جمعي نوين نيز به اوج خود رسيده است؛ تا جايي که امروزه دنيا تبديل به دهکده­ي جهاني شده و در هر نقطه­اي از دنيا مي­توان از حالات کشورهاي ديگر از طريق رسانه­هاي سمعي و بصري اطلاع پيدا کرد. در اين زمان، انواع بخارها، گازها و دودهاي (معلق در هوا) مقدار آلودگي هوا را در افق­هاي مختلف دنيا چندين برابر کرده است. افزون بر آن، آلودگي اشعه­ها، کثرت هواپيماها و ماهواره­هاي در حال گردش در فضا که باعث انعکاس نور مي­شوند بر رؤيت بصري تأثير منفي مي­گذارند.

....

در خصوص اين سؤال که: در مذهب حنفي، رؤيت ماه(رمضان و شوال) چگونه ثابت مي شود؟ آيا ديدن هلال در منطقه لازم است يا مشاهده­ي آن در ساير مناطق اسلامي براي ما کفايت مي­کند؟ طبق مصوبه چهارم دارالافتاء عرفان­آباد مورخ 11/10/1390 آمده است که براساس روايات اصول و ظاهر مذهب احناف، اختلاف مطالع ماه و تفاوت آن در اقطار مختلف جهان، به هيچ­وجه معتبر نبوده و اگر ماه در يک نقطه از جهان رؤيت شود، براي ساير اقطار عالم رؤيت محسوب شده و مي­بايست با آن رؤيت، روزه يا فطر اعلان گردد؛ البته هرگاه رؤيت ماه در آن نقطه، به طريق موجب يا مستفيض به ساير نقاط برسد (البحر الرائق شرح کنز الدقائق، ج2: 424).

 بنا به تصريح فقهاي احناف، عدم اعتبار اختلاف مطالع منحصر در بلدان و اماکن قريبه و نزديک نبوده و متون و نصوص شرعي را به هيچ­وجه نمي­توان به اقطار نزديک تأويل نمود؛ چنان­که برخي از علماي معاصر، بدون هيچ­گونه دليل و سند شرعي دست به تقييد اين نصوص زده اند. (الفقه علي المذاهب الاربعة، ج 1: 500.)

رؤيت ماه، هيچ­گاه مقيد به رؤيت با چشم غيرمسلح نبوده و هر گاه با چشم مسلح و با کمک دوربين­هاي پيشرفته و تلسکوپ رؤيت شود، آن نيز رؤيت محسوب شده و حکم هلال رمضان يا فطر واجب مي­گردد. گرچه برخي از فقهاء رؤيت با چشم مسلح را به رؤيت از پشت شيشه و يا رؤيت انعکاس ماه در آب قياس کرده­اند، اما سخن اين عده از علما فاقد ارزش علمي بوده و هيچ­گاه مورد قبول فقهاء احناف نمي­باشد. (ارشاد اهل الملة الي اثبات الاهلة ص 204.)

براي ثبوت رؤيت هلال ماه، شهادت نزد حاکم شرط نبوده و هيچ­گاه حکم حاکم در آن دخيل نمي­باشد. برخي از علماي معاصر بنا به ملاحظاتي غيرشرعي، حکم حاکم را معتبر دانسته و فتواي ايشان را ولو بر خلاف مذهبريال جائز بلکه رافع خلاف دانسته­اند. اما اين سخن آنان هيچ­گونه سند و مدرک شرعي نداشته و برخواسته از اميال و خواهش­هاي نفساني ايشان مي­باشد. حکم حاکم در مسائل حقوقي که ارتباط مستقيم با حق­الناس دارد، شرط بوده و براي رفع منازعه و جدال بين دو خصم، يک قدرت حاکمه که به وسيله­ي آن منازعات و جدال فيصله مي­بايد، لازم و لابدي است لا غير. (تحقيق المسائل في رفع تحير السائل: 372.)

ثبوت رؤيت ماه، همچنان­که با شهادت دو نفر که ماه را رؤيت نموده­اند و يا شهادت دو نفر بر شهادت رؤيت دو نفر ديگر به اثبات مي­رسد، همچنين از طريق اخبار با تلفن، اخبار راديو و تلويزيون، ماهواره و ساير رسانههاي ارتباط جمعي نيز ثابت شده و حکم هلال صوم يا فطر واجب مي­گردد. (همان: 388.)

بنا به تصريح فقهاي احناف، با يکي از دو طريق «رؤيت ماه» يا «تکميل کردن 30 روز» ورود ماه رمضان و يا خروج آن ثابت مي­گردد. بنابراين نزد مجتهدين مذهب، اقوال موقتين، منجمين و اهل حساب هيچگاه معتبر نبوده و به هيچ­وجه نبايد قول آنان در مورد رؤيت ماه و يا عدم رؤيت آن مأخوذ گردد. برخي از علماي معاصر در مورد قول منجمين تفاوت قائل شده و تصريحات مجتهدين مذهب را به ثبوت ماه حصر کردهاند. در نتيجه، قول آنان مبني بر عدم اعتبار سخنان منجمين فقط در مورد رؤيت ماه بوده و بر عدم رؤيت آن شامل نمي­شود. بنابراين هر گاه منجمين رؤيت ماه را محال دانسته و حکم بر عدم رؤيت آن دهند، و از طرفي ديگر عده­اي بر رؤيت ماه شهادت دهند، قول منجمين را معتبر دانسته و شهادت آن عده را شهادت مشکوک و ظني قلمداد نموده­اند. اما سخنان اين عده از علماي معاصر، مغاير با تمامي نصوص شرعي و متون معتبر مجتهدين مذهب مي­باشد. ايشان در تمامي منابع معتبر مذهب تصريح نموده­اند که هيچگاه اقوال اهل حساب و منجمين که از روي حرکت خورشيد و ماه و کرهي زمين، طلوع يا تولد ماه را اعتبار و تعيين مي­نمايند، معتبر نبوده و نبايد اقوال آنان در احکام شرعي دخالت داده شود. (تنبيه الغافل و الوسنان علي احکام هلال رمضان، ج 1 ص 244.)

نتيجه کلي

بايد توجه داشت که از نظر علوم نجوم و کيهان­شناسي، ملاک آغاز و پايان ماه­هاي قمري همان زمان  مقارنه و تولد است و اگر تشخيص اين امر به ستاره­شناسان سپرده شود، شروع و خاتمه هر ماه قمري را نه براي يک سال و دوسال، که تا صد يا هزار سال پيش­بيني مي­کنند. بايد به فکر چاره­اي براي مسلماناني باشيم که در آينده­اي نه چندان دور، در نقاط نزديک به قطب شمال يا جنوب کره­ي زمين يا در ايستگاه فضايي و حتي کرات ديگر زندگي خواهند کرد و شبانه­روزشان کاملاً با ما متفاوت خواهد بود و شايد اصلاً شب و روزي نداشته باشند.

اتحاد آفاق، يکي ديگر از مباحث مورد اختلاف است. بخشي از اختلاف­هاي پيش آمده در بين کشورهاي اسلامي، مباحث سياسي است. اختلاف ديگري در بين علما درباره­ي (اعتبار اختلاف مطالع ) از ديرباز وجود داشته است. عموم علماي حنفي. مالکي و حنبلي اين موضوع را معتبر نمي­دانند؛ يعني اگر در سرزميني هلال رويت شد، مناطق ديگر موظف به پيروي هستند. نظر اکثر علماي شافعي نيز بر معتبر دانستن اختلاف مطالع است. البته در بين هر کدام از مذاهب، نظرات مختلفي نيز وجود دارد؛ برخي از علما، دوري و نزديکي مناطق را شرط دانسته­اند، اما مشهور فقها مي­گويند که حکم حاکم شرع، در رويت هلال معتبر است و فقهايي هم، حکم حاکم را برطرف کننده اختلافات مي­دانند. اميدواريم که روزي در مورد استهلال، اتحاد و همبستگي جهان اسلام را مشاهده کنيم و اين هم روزي تحقق پيدا مي­کند که به فقه همديگر آگاه باشيم و از علم روز هم غافل نباشيم و علم روز را در چارچوب شريعت اسلام براي ترقي اسلام به کار گيريم.

مراجع

منابع

قرآن کريم.

ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بيروت دارالفکر، بي­تا.

رؤيت هلال، تهيه و تحقيق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، مرکز احياي آثار اسلامي، قم: بوستان کتاب، بي­تا.

رؤيت هلال؛ مشکلات و راه حل­ها، فصلنامه تحقيقات اسلامي، سال 16، شماره 1.

الزحيلي، وهبه، الفقه الاسلامي و ادلته، دمشق: دارالفکر، بي­تا.

الزحيلي، وهبه، کتاب مذاهب الربعه، بيروت: دارالکتاب العلميه، بي­تا.

شيخ طوسي، تهذيب الاحکام، احياء تراث.

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت(ع)، جمعي از پژوهشگران موسسهي دايرة المعارف فقه اسلامي، قم 1426ق.

عثماني، محمدشفيع، تفسير معارف قرآن، بي­جا: شيخ الاسلام احمد جام، 1392ش.

ندوي، شفيق الرحمن، کتاب فقه ميسر(حنفي)، بي­جا: شيخ الاسلام احمدجام، 1384ش.

واسطي، تاج العروس من جواهر القاموس، ترجمه سيد محمدمرتضي حسيني دارالفکر. 

 
 

 

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:گلستان-گرگان–بلواربهارستان-مقابل اداره کل آموزش و پرورش-ساختمان دفترنمايندگي ولي فقيه درامور اهل سنت شمال کشور---تلفن:3_32688720-017---فکس:32688724-017 ---پيامک:3000520905

© Copyright shomal.dmsonnat.ir. All Rights Reserved.