استان گلستان

پايـگاه اطـلاع رسـاني دفتـر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت شمال کشور

امروز شنبه، 16 آذر 1398| 10 ربيع الثاني 1441

چيستي و ماهيت شادي در قرآن و روايات و راهکارهايي براي شاد زيستن

-(1 Body) 
چيستي و ماهيت شادي در قرآن و روايات و راهکارهايي براي شاد زيستن
Visitor 1646
Category: بانک مقالات

چيستي و ماهيت شادي در قرآن و روايات و راهکارهايي براي شاد زيستن

مقاله 4، دوره اول، شماره اول، زمستان

نوع مقاله: شماره يک

نويسنده

دکتر محمدحسين مرداني نوکنده

دکتراي فلسفه و مدرس دانشگاه

چکيده

 

کليدواژگان

شادي؛ نشاط؛ قرآن کريم؛ روايات؛ اميدواري

اصل مقاله

خنده، شوخي و شادماني ويژگي شايسته انسانهاست که از گستره احساسات آنان دستچين مي­شود، نشان از نشاط روحي داشته و موجب بردباري و شکيبايي آدمي مي­شود. ره­آورد اين صفات سه­گانه، رهايي انسان از فرسودگي خاطر و دوري از پژمردگي گلبرگهاي وجود بوده که در پرتو آن آرامش، آينده­نگري و بصيرت افزون­تري در تصميم­گيريها فراهم شده و دشواري کمتر و کاميابي بيشتري در مسير  زندگي خواهد بود. به جرئت مي­توان گفت که اين موضوع از اهميت بسيار والايي در زندگاني برخوردار مي­باشد.

آيين آسماني اسلام که ديني کامل و جامع است، با توجه به نيازهاي انسان و زمينه­هاي کمال و تکامل او در جلوه­هاي مختلف، نگاهي همه سويه به اين پديده نموده و براي تجديد توان و کسب نشاط و طراوت روحي، راهکاري به نام خرسند سازي همنوعان را ارائه کرده و آن را از خصلتهاي خداجويان دانسته است. از اين رو رهبانيّت يا دوري از لذّتهاي زندگي و شاديهاي شايسته فردي و اجتماعي را ممنوع ساخته، حضور در عرصه­هاي مختلف و بهره­گيري از نشاط، تنوّع و شادي را سيره­اي پسنديده، بلکه عبادتي بزرگ معرفي نموده است.

بي­شک آشنايي با مجموعه آموزه­هاي ديني، احياگر نوعي اعتدال، روشن­بيني و جامع نگري است تا در کنار اشک و آه، دعا و مناجات و سياه­پوشي در سوک پيشوايان تابناک، تمامي دين­باوران بينش­مند و خردورز، از ظاهري آراسته و زيبا، پوششي روشن و روح­افزا و بويي خوش و دل­آرا بهره­مند شوند؛ خرسند و خوشحال و پر سرور و شادمان در صحنه­هاي مختلف اجتماع ظاهر شوند.

علاوه بر معارف ناب ديني، روان­شناسان نيز بين خنده و نشاط روحي با سلامتي ساير اعضاي بدن ارتباطي نزديک ديده، خوش­رويي و خرسندي را بهترين راه ارتباط با همگان به ويژه کودکان، نوجوانان و جوانان ارزيابي مي­کنند و حتّي برخي از آنان روان درماني را با خنده انجام داده و سلامت جسماني را در افق نشاط و شادابي رواني جستجو مي­کنند.

با نگاهي به جامعه و جلوه­هاي مختلف بينشها و گرايشهاي افراد، ديدگاههاي متفاوت يا متضادي ديده مي­شود که در پاره­اي از صحنه­ها مايه تعجب خواهد بود:

ديدگاه نخست عرصه­هاي گوناگون زندگي را تالار نمايشي خنده­آور مي­داند که در لحظه­هاي آن بايد به خنده و قهقهه پرداخت و به دور از هر مسئوليّتي، همراه با گفتنيهاي شادي­بخش، زيبا پوشيد و گوارا نوشيد، تا در نگاه ديگران خوشبخت واقعي دانسته شده، زندگي لبريز از خوشي و شادماني داشت! از اين رو چون سخن از واقعيات زندگي و حقايق مقدس هستي با اينان مطرح شده و مسئوليت انسان در صحنه­هاي مختلف اجتماع گوشزد مي­شود، سر تکان داده و چهره برمي­گردانند.

ديدگاه ديگر آن است که خنده و شوخي کار انسانهاي سبک، جلف و بي­خرد است؛ کساني که زندگي را بازيچه دانسته و هيچ مسئوليتي در خود احساس نمي­کنند! بايد سنگين و باوقار، سخت و هميشه جدّي بود، تا وقار و عظمت و ابهت به دست آورد و اطرافيان نگاه بالايي به ما داشته و بدانند حالات کودکانه در ما وجود ندارد! اينان دوستان و نزديکان را در حسرت لبخندي اندک فرومي­برند و همواره صورتي فرورفته در قحطيِ نشاط و شادي داشته، تمامي ناهمواريهاي زندگي و سنگلاخهاي حوادث در نقشه پر چين و چروک چهره آنان نمايان است. با ورود در هر محفلي، خود، خانواده و اطرافيان را در ماتمي جانکاه و لحظاتي سخت و دردآلود فرو برده، رهايي از وضعيتي اين چنين را آرزوي قلبي تمامي حاضران مي­نمايند!!

ديدگاه سوم آن است که آفرينش، داستاني خيالي، کتابي خنده­آور و يا مهمانخانه تن­پروري نيست تا يگانه آرمان انسان، جشن و شادکامي و فرياد و پايکوبي در آن محسوب شود! و يا عظمت شخصيت آدمي هرگز در لابلاي چين و چروکِ چهره و فرياد رعدآساي او احساس نمي­شود، بلکه گستره هستي مدرسه­اي بس بزرگ است که با آغاز تکليف، همه ما حضوري جدّي در آن مي­يابيم و در هر لحظه آن بايد هوشياري و آگاهي خويش را افزايش دهيم و در امتحانهاي مختلف سربلند و پيروز بيرون آييم.

در اين ميان تبسّم، خنده، شوخي و شادماني، ارمغانهاي الهي در آغوش عشق و احساس انسانهاست که با هريک، اين ايّام ارزشمند را مي­توان با طراوت و پرنشاط سپري کرد و با نگرشي روشن از دانش و بينش، هيچ­گاه شيريني و حلاوت اين صفات را با زهرِ گناه، آلوده نساخت!

سؤالات اصلي اين مقاله عبارتند از:

1. تعريف و ماهيت شادي در قرآن و روايات چيست؟

2. شادي و نشاط در قرآن و روايات از چه جايگاهي برخوردار است؟

3. پژوهشگران اجتماعي شادماني را چگونه توصيف نموده­اند؟

4. راهکارهاي عملي براي داشتن زندگاني شاد و سالم چگونه است؟

روش تحقيق در اين نوشتار، کتابخانه­اي و ابزار تحقيق، مطالعه، مشاهده و در پاره­اي از موارد مصاحبه بوده است. در اين زمينه کارهاي متعدد و پراکنده­اي صورت گرفته که پاره­اي از آنها در منابع آمده است.

شوخي، شادي و شادماني

شوخي يا مزاح نوعي نکته سنجي در عبارات، استفاده از الفاظ به صورت غير واقعي، نگاه مليح و نمکين به پاره­اي حوادث و خوش طبعي با ديگران در گفتگوهاي روزمره است که از ديرباز بين جوامع مختلف با نگرشهاي گوناگون فرهنگي و اجتماعي به چشم مي­خورده است، گرچه در برخي فرهنگها و مناطق جغرافيايي بعضي از مردم به اين ويژگي شهره شده­اند و هرجا به طنز، شوخي و يا مزاح پرداخته مي­شود، از سخنان شيرين، نکته­هاي زيبا، حاضر جوابيها و يا فکاهيهاي دلپذير آنها سخن به ميان مي­آيد، امّا در تمامي ملّتها نوعي شوخ طبعي و نشاط آفريني وجود دارد، چنان که در بين پيشوايان قدسي و معصوم(ع) و اصحاب و ياران چنين صفت دل­پسندي به چشم مي­خورد. افزون بر شوخي، «شادي و شادماني» که در فرهنگ ديني، «سرور» نام گرفته، صفتي پنهان و قلبي است که به خاطر دستيابي به خير و منفعت و همراه با لذّت درونيِ انسان خواهد بود. از اين رو مفهوم سرّ يا ويژگي ناپيدا در آن وجود دارد و صاحب نظران آن را «شادي خالص قلبي» دانسته­اند. فَرَح، واژه­اي معادل سرور است و سرور محصول انديشه و تفکر انسان بوده و هيچ صفت ناپسندي به دنبال نخواهد داشت. گرچه در قرآن کريم فرح و شادي گاه در جلوه­اي ستايش شده بيان گرديده است: «يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ. بِنَصْرِ اللَّهِ» (روم، 4و5) و گاهي در چهره­اي نکوهش شده و ناپسند: «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ» (توبه، 81).

در نگاه رهبران مذهبي، شادي و سرور موجب گسترش نشاط، آرامش و آسايش روح گرديده، همان­گونه که غم و اندوه اين دو را به هم زده، نوعي گرفتگي و در خود فرورفتن ايجاد مي­کند و دستاورد آن تسلط و قدرتِ عقل بر امور خواهد بود.

شادي يکي از نيازهاي انسان و لازمه زندگي اوست. از اين رو چون از بام بلند هستي، نگاهي پردامنه به گستره بي­کران آفرينش نماييم، به خوبي درمي­يابيم که در سراسر خلقت، جلوه­هايي چشم­نواز و روح پرور از شادي و شادماني براي آدمي فراهم شده است: بهار طرب انگيز، آبشارهاي زيبا، گلهاي رنگارنگ، منظره طلوع خورشيد، صبح دل­انگيز، پرندگان قشنگ و نغمه­خوان، رنگهاي متنوع و روح بخش و حتّي ازدواج و زناشويي بين زن و مرد و محبّت و مهرباني بين انسانها، همه و همه جلوه­هاي شادي پرور و سرور آفرين خواهند بود.

همچنان که غم و اندوه نيز جزء زندگي انسان بوده و سنتهايي در طبيعت جاري است که هريک ماتم انگيز و اندوه آفرين خواهند بود. همانند فصل خزان، يخ بستن رودخانه­ها، غروب خورشيد، پژمرده شدن گلها، بيماري و مرگ، تنگدستي و فقر، ظلم و ستم و يا از دست دادن عزيزي در زندگي که با مشاهده هريک غبار غم و خيمه ماتم در سراي وجود انسان برپا مي­شود.

با اين نگرش به ژرفاي سخنان حکيمانه و خردمندانه پيشوايان معصوم(ع) پي مي­بريم که به دست آوردن شاديِ هميشگي و مطلق و رهايي از اندوه و ناراحتي را در زندگي دنيوي غير ممکن دانسته و همگان را به عبرت پذيري و درس آموزي از يکايک پديده­ها و حوادث دعوت نموده­اند، تا هيچ­گاه دچار هيجان نادرست و يا انديشه ناصواب نگرديده با واقعيّات پيدا و ناپيداي هستي آشنا شوند.

اين آشنايي از آغازين روزهاي رشد و بالندگي، انسانهاي بسياري را صاحب دانايي شاياني کرده و افزون بر آنکه هرگز به دنبال شادي مطلق نبوده، غم را نيز براي افراد ضروري مي­دانند؛ زيرا در پرتو آن انس انسان با خداوند بيشتر و وابستگيهاي آدمي به جلوه­هاي ناپايدار دنيا کمتر گشته، حياتي معنوي نصيب افراد مي­شود که آثار و برکات آن قابل بيان نخواهد بود.

آنان که به اين مرحله از پويايي در پندار و گفتار و رفتار دست يابند، همواره از پروردگار خود درد و اندوه طلب کرده، هيچ تفاوتي در نگاهشان بين شادي و غم نخواهد بود؛ زيرا هردو را عرصه امتحان، رشد و تکامل مي­نگرند که آموزگار آفرينش براي تعليم و تربيت انسانها در مسير زندگي آنان قرار مي­دهد.

از اين رو در دستورهاي اسلام، آموزه­هاي ارزشمندي درباره ايجاد شادي و نشاط به چشم مي­خورد که گاهي براي خود و زماني مخصوص ديگران است.

تبسّم به چهره ديگران، پوشيدن لباسهاي تميز و روشن، استفاده از بوي خوش، نظافت و نظم و پاکيزگي، حضور در طبيعت و نگاه به سبزه و آب، مهرباني و محبّت به همنوعان، شوخي و مزاح با همراهان، زدودن کينه و حسد و اِدخال سرور، همگي از آداب فردي و اجتماعي شايسته­اي است که براي ايجاد فضاي شادي و دور ساختن غم و اندوه و سرانجام تجديد قواي جسمي و روحي جهت تلاشي نو و کوششي بيشتر در عرصه اجتماع انديشيده شده است.

امام موسي بن جعفر(ع) با توجه به آثار برجسته اين شيوه­ها فرمود: «از لذتهاي دنيوي نصيبي براي کاميابي خويش قرار دهيد و خواهشهاي دل را از راههاي مشروع برآوريد. مراقبت کنيد که اين کار به شرافت و مردانگي شما آسيب نرساند و دچار اسراف و تندروي نشويد. و با کمک آن بهتر به امور دين خويش موفق خواهيد شد. همانا نيست از ما کسي که دنياي خود را به خاطر دين خويش ترک کند يا دين خود را براي دستيابي به دنيا رها نمايد» (مجلسي، 1403ق، ج75، ص321).

در سخني ديگر آن پيشواي روشن انديش، فرصتي را در ساعات شبانه روز براي بهره­گيري از سرور و شادماني و تفريح سالم پيشنهاد نموده، مي­فرمايد: «کوشش کنيد اوقات شما در روز چهار بخش باشد: قسمتي براي عبادت و خلوت با خدا، بخشي براي تأمين معاش، مقداري براي معاشرت با برادران مورد اعتماد و کساني که شما را به عيبهايتان آگاه ساخته و در باطن به شما خلوص و صفا دارند و ساعاتي نيز به تفريح و لذتهاي خود اختصاص دهيد و با مسرّت و شادي آن، نيروي انجام وظايف اوقات ديگر را تأمين کنيد» (همان، ج75، ص322).

در يک نگاه مي­توان گفت: هر انساني بنا بر جهان­بيني و انديشه­هاي خويش نسبت به پديده­هاي آفرينش، هرگاه به خواسته­هاي مورد علاقه خود دست يابد، در وجود خويش حالتي احساس مي­کند که «شادي» نام دارد؛ صفتي برجسته و مثبت که با آن زندگي معنا يافته و عواطف منفي همچون ناکامي و نااميدي و يا ترس و نگراني بي­اثر مي­شود.

اين برداشت ارزشمند از آثار شادي و شادمانيِ افراد موجب گرديده که نگاهي کلان از سوي دولتها در برنامه­ريزي اقتصادي و اجتماعي براي بالا بردن ميزان شادي جامعه صورت گيرد، تا در پرتو آن، نشاط، افزايش روح اميد و عشق به زندگي، بالا رفتن متوسط عمر افراد، شيريني کار و تلاش و گسترش روح صفا و صميميت فراهم شود.

شادي و سرور در ادبيات فارسي، نشاط، خوشحالي، خرّمي، مسرّت، انبساط، بشاشت، بهجت و عشرت معنا شده است که همسو با شادمان، شادمانه و شادماني خواهد بود.

فردوسي در اشعار خود غم و شادماني را با يک نظر، از سوي محبوب ديده، چنين مي­سرايد:

آزو شادماني ازويت غمست/ ازويت فزوني ازويت کمست.

اما سعدي اندوه و شادي را کوتاه­مدت و زودگذر دانسته، پاداش عمل و نام نيک را ماندگار و جاودان مي­شمرد و مي­گويد:

غم و شادماني نماند و ليک/ جزاي عمل ماند و نام نيک.

شادي در قرآن

آيات قرآن، در فرازهاي مختلفي خنده و سپس سرور و شادماني را مورد توجه قرار داده است. ابتدا خنده و گريه را از سوي خدا دانسته و مي­فرمايد:

«وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى» (نجم، 43)؛ «و هم اوست که مي­خنداند و مي­گرياند». زيرا تمامي اسباب خنده و گريه در اختيار اوست و خداوند خالق همه آنهاست. در پي آن به خنده مؤمنان در قيامت اشاره مي­کند.

در فرازي ديگر سرور و شادي را مطرح کرده، و جلوه­هاي مختلف آن را بيان مي­نمايد. نخست ايمان به تقدير الهي را مانع شادماني و بي­قراري بيجا دانسته، سپس خوشيها و شاديهاي ناپايدار و جاودان را معرفي مي­کند: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّ